شهنازغلامی
آذر ۳۰, ۱۳۸۶
مقدمه
از مهر ماه سال ۱۳۸۳ دیلماج وارد عرصۀ مطبوعات شد. این نشریه ، ماهنامۀ علمی – تحقیقی بوده و صاحب امتیاز آن آقای «علیرضا صرافی» می باشد، گفتنی است آقای صرافی جزء نادر نویسندگانی است از سال ۱۳۵۸ با انتشار نشریات «چنلیبئل» و «آذربایجان سسی» تجارب ژورنالیستی دارد و پس از آن نیز با آقای «دکتر جواد هیئت» در انتشار نشریۀ ترکی فارسی «وارلیق» همکاری فکری داشته و دارد.
دیلماج بنا به تعریف مدیر مسئولش سعی دارد، مسائل و مشکلات مربوط به دموکراسی و توسعه در کشور را به طرزی تئوریک و علمی بیان دارد و در این رابطه موضوعات مختلفی چون اوضاع فرهنگی-اقتصادی-سیاسی اقوام و ملل ایرانی را مورد مباحثه قرار داده است و به مثابه تریبونی برای بحث و گفتگو پیرامون راه حل های مسائل و موضوعات مطروحه می باشد.
این نشریه به مانند اغلب نشریات آزاد و فراجناحی بدون دریافت هرگونه کمکهای مالی و سوبسیدهای معمول، چاپ و منتشر شده است و در حال حاضر بدون آنکه اتّهام مشخصی برای آن ایراد گردد به مانند بسیاری دیگر از نشریّات آزادیخواه و برابریطلب و مستقل که به نقد قدرت متمرکز می پردازند، از سوی وزارت ارشاد توقیف گردیده است.به طور کلی دیلماج را میتوان با مشخصه های ذیل به خوانندگان معرفی کرد:
- دیلماج در شناساندن تاریخ- هنر- زبان مادری مردم آذربایجان گامهای موثری برداشته است.
- دیلماج تلاش کرده ، تا حرکت ملّی آذربایجان را از مرز عمل گرایی صرف به طرزی تئوریک در آورد.
- دیلماج در وارد کردن واژۀ فدرالیسم در ادبیات و گفتمان سیاسی جامعه از مؤثرترین نشریات کشور بوده است. .(در اینجا منظور از فدرالیسم این است که قدرت در مرکز متمرکز نباشد و در سایر استانهای کشور به صورت متکثر در بیاید).
- دیلماج در مطرح کردن چهرههای بزرگ ادبی ،هنرمندان و نویسندگان چون دکتر ذهتابی، دکتر محمدعلی فرزانه و صمد بهرنگی جدا کوشیده است.
- دیلماج در طرح مسائل مربوط به حقوق ملّی و زنان در گفتمان حاکم بر جامعه قدمهای مهمی برداشته است.
- دیلماج بستر مناسبی برای طرح افکار و اندیشههای مختلف جهت رشد فرهنگ پلورالیستی یا چندصدایی در جامعه بود.
- دیلماج به جای درج اخبار تهیّج آمیز در اجتماع ِ بحرانزده فعلی با اعتقاد به تأثیرگذاری عمیق، مستمّر و آگاهانه به منزلۀ پلی میان جامعه و روشنفکران ملّی درآمده است.
در این مقاله خواهم کوشید با ارائهی جداولی، سهم چشمگیر دیلماج در پرداختن به مسئله زن و همچنین زنان در شکلگیری نشریه دیلماج را نشان دهم. که بدون شک هیچ یک از نشریات آذربایجان چنین کارنامه پرباری نداشتهاند.
....
مجموع دیلماج علیرغم عمر کوتاه سه ساله اش در تاریخ مطبوعات آذربایجان کارنامۀ درخشانی از خود به یادگار گذاشته است و به مجموعۀ بی نظیری از مباحث زنان، زبان مادری، قومیّت ها، فدرالیسم و … تبدیل شده است.
امّا هنوز راه طی نشدۀ زیادی پیش رو دارد که در صورت رفع توقیف از آن بدون شک شاهد آثار کم نظیر دیگری از نویسندگان و روشنفکران جامعه خواهیم شد.
به همین دلیل فعّالان جنبش زنان آذربایجان ضمن تقدیر و تشکر و سپاس از کلیّۀ کارکنان نشریۀ دیلماج به دلیل نگرش برابریطلبانهشان نسبت به موضوع زنان و نیز به علّت ایجاد فضای مدنی و گفتگو در نشریۀ دیلماج برای زنان، این توقیف غیرعادلانه را مردود اعلام داشته و ضمن انزجار از انسداد سیاسی حاکم بر جامعه از همۀ مسئولین و دست اندرکاران در وزارت ارشاد و … میخواهیم تا در جهت رفع توقیف از همۀ نشریّات به ویژه نشریۀ دیلماج پاسخگو بوده و اقدامات مؤثری به عمل آورند.
با امید به فردای روشن آزادی و زندگی در دنیایی عاری از هرگونه نا برابری، تبعیض جنسیّتی، نژادی، قومیّتی و طبقاتی. دنیایی که در آن از تحمیل، تحمیق، خشونت، ارعاب، توهین و تحقیر انسانها خبری نباشد.
سوز سوز آچار ــ سوز گوز آچار
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 9:6 توسط شهناز غلامی
|
دوندوران ۲۶, ۱۳۸۶
بیر زامان آنتوان چخوف,ون روسیه احتمالا سیبری دوستاقلاریندان یازدیغی گزارشی اوخوموشدوم. اوراد
ا چخوفا ایلگینج و عجیب اولان مسئله لردن بیریسی دوستاقدا اولانلارین بیربیرینین یانیندا پالتار
دهییشمهلری ایدی.
بو گون خانم غلامینین « زندان زنان تبریز; نیمه پنهان » آدلی گزارشینی اوخودوم. شهناز
غلامینین راپوروندا بو مسئله منی داها سیلکهلهدی: «تبریزین قادینلار دوستاغیندا اوشاقلار شلاق
وورما تمرین ائدیرلر»
یازینین هامیسینی بورادا اوخویا بیلرسیز:
http://azarwomen.blogfa.com/post-۲۶.aspx
بؤلمه لر: خبر و تحلیل, گوندهلیک یازیلار/ یادداشتها |
سوز سوز آچاز سوز گوز آچار
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 8:59 توسط شهناز غلامی
|
براي شهناز غلامی ، دوست زنداني ما در تبريز
يكشنبه 4 شهریور 1386
اولین بار در کارگاه آموزشی بررسی نحله های فمینیستی در ایران که از طرف نهاد مدني مان در تبريز برگزار شد، دیدمش .صراحت بیان و خالی از ترس همراه با لهجه خاص ترکی تبریزي اش اولین مشخصه ای بود که در برخورد اول یادش را براي من به ياد ماندنی ترکرد .
بیشتر که باهم آشنا شدیم از فعالیت ها و ازدغدغه های فکري اش گفت، از زندان و بازجو هایش و از رنج هایی که برای اداره زندگیش می برد ،حرف زد از اینکه بارها و بارها بخاطر فعالیت های سیاسی اش شغلش را از دست داده وحتی از مستمری که قانونا بعلت فوت همسرش، به او و دخترش تعلق می گرفت ، محروم شده است وحالا مجبور به بیگاری در موسسه مرکز نگهداری از سالمندان است تا از عهده مخارج زندگی خود و تنها دخترومادرپیری که سرپرستیشان را بر عهداه دارد براید ،حرف زد ...
چهره شاد وسرشار ازاعتماد به نفس غلامی برای همه دوستان انرژی بخش است و فراموش می كني که این همان زن تنها و خسته از شبکاریهای مدام است .همیشه پیشقدم در قبول مسئولیت ها بود و هرگز گرفتاری های شخصیش مانع فعالیت هایش نمی شد.
فکر کردم چقدر دیر همدیگر را پیدا کردیم .تبریز از زنان فعال و شایسته وفهیم خالی نیست ولی وجود زنانی که حاضر به پرداخت هزینه حضور در عرصه های سیاسی و اجتماعی باشند و جرئت فریاد با صدای بلند رابه خود دهند، بعلت فضای بسیار بسته سنتی انگشت شمار است.
برای زنان تبریز فعالیت در سیاست آنهم در جبهه اپوزسیون بسیار پرهزینه است حتی فعالیت سیاسی برای زنان همراه با نظام حاکم خالی از ریسک نیست .
در گفتگوهای غیر رسمی با زنان فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی وابسته به نظام حاکم یکی از نقاط مشترک آنان با دیگر زنان فعال اجتماعی وسیاسی رنج بردن از نظام مرد سالارانه چند لایه در حاکمیت دولتی است که فرصت های زیادی رااز آنان سلب کرده است و اسفناکتر اینجاست که همین زنان دارای قدرت هرچند محدود ، خود نیز تبدیل به سربازان پیاده، نظام مرد سالار شده اند تنها اینگونه زنان هستند که شانس حضور وادامه حیات در عرصه های سیاسی پیدا میکنند وگرنه بلافاصله خود از صحنه حذف خواهند شد نمونه بارز آن تلاش شگفت انگیز تنها نماینده زن تبریز درمجلس هفتم برای حذف یکی کاندیداهای زن مطرح در انتخابات شو رای شهر85 بود واکنون صدای این نماینده زن، تنها صدای بلند از زنان تبریز است
عنوان سیاسی بودن زن در تبریز شرم آور برای مردان سنتی تبریز است تحمل این عنوان حتی برای بسیاری از مردان سیاست نیز مشکل است هرچند دانشمند فرهیخته تبریزی دکتر سرداری نیا تلاش بسیاری کرده است تا در کتاب تبریز شهر اولین ها،تبریز را در ورود به دروازه های تجدد نه تنها در ایران بلکه در دنیا بعنوان شهر اولین ها معرفی کند،اما اکنون در شهر اولین ها ، هستند بسیاری از زنان تبریزی که در جدال با پیچ وتاب تارهای تنیده در سنت خالی شده ازمحتوای حقوق زنانه مجبور به انتخاب خانواده یا فعالیت سیاسی و اجتماعی شده اند .
این موضوع از مولفه های موثر در خالی تر شدن جای خالی زنان در عرصه های مختلف اجتماعی است هرچند این رویه در ایران به سنت رایجی تبدیل شده است و تمامی زنان از تبعات چنین دیدگاهی رنج میبرند ولی شدت آن در تبریز بیشترلمس می شود.
به همین علت با وجود داشتن عنوان چهارمی از شهرهای بزرگ ایران ظهورهرزنی در عرصه اجتماعی تبریزسریع وپررنگ دیده می شود و بسته به وابستگی فکری اش نظام مرد سالار برای ادامه حیات سیاسی و اجتماعی او برنامه ریزی و تصمیم گیری می کند وصد البته فضای امنیتی کنونی بر میدان فعالیت زنان تبریز سایه اش سنگین تر است و این امر بر نحوه اطلاع رسانی مناسب تاثیر گذاشته.لذا توجه فعالان حقوق زنان در تهران را به این نکته جلب می کنم که شرایط درتبریز با تهران فرق می کند وماندن در میدان برای زنان تبریزی پرهزینه تراز زنان مرکز است وتوان بیشتر ی را می خواهد.از دوستان تهرانی که بواسطه داشتن شبکه اطلاع رسانی وارتباطی قوی بلافاصله پس از هراتفاقی برای همفکران تهرانی خود تلاش مي كنند ،انتظار می رود در چنین مواقعی زنان همفکر خود را در شهرستانها فراموش نكنند .
کانون زنان ایرانی
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 8:50 توسط شهناز غلامی
|
حمایت 2000 تن از دانشجویان، مدافعان حقوق برابر و فعالان جامعهی مدنی از درخواست وکیل زینب بایزیدی مبنی بر بازنگری در حکم صادره علیه فعالین زن
کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان: 2000 تن از دانشجویان، مدافعان حقوق برابر و فعالان جامعهی مدنی طی بیانیهای ضمن اعتراض نسبت به وضعیت زینب بایزیدی فعال زن در مهاباد و دیگر فعالان زن دربند حمایت خود را از درخواست سیدمهدی حجتی وکیل زینب بایزیدی مبنی بر بازنگری در حکم صادره علیه این فعال حقوق زنان و عضو کمپین "یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" اعلام نمودند...
همچنین علاوه بر زینب بایزیدی دیگر فعالان زن وضعیت نامعلومی دارند. شهناز غلامی پس از آنکه از 29 آذر ماه در اعتراض به طولانی شدن مدت بازداشت موقت در زندان تبریز دست به اعتصاب غذا زده بود سرانجام به 6 ماه زندان محکوم گردید. هانا عبدی پس از تبعید به زندان رزن همدان بار دیگر به زندان مشکین شهر اردبیل منتقل شده و با مرخصی وی که از سوی خانوادهاش رسماً از مراجع قضایی درخواست شده است هنوز موافقت نگردیده و روناک صفازاده پس از گذشت 15 ماه از زمان بازداشت هنوز در قرار بازداشت موقت به سر میبرد در حالی که به گفتهی وکیل وی پرونده آماده صدور رأی میباشد اما دادگاه از اتخاذ تصمیم در این مورد امتناع میورزد. ما امضاء کنندگان این بیانیه همچنین نگرانی خود را از وضعیت شهناز غلامی، هانا عبدی و روناک صفازاده ابراز میداریم و خواستار پایان دادن به بازداشت آنان و توجه به حقوق این فعالان در بند هستیم.
آرمان
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 8:36 توسط شهناز غلامی
|
| |
| | Date: 3 May 2009 / Views: 257 بیخبری از وضعیت شهناز غلامی
يكشنبه ، 13 ارديبهشت 1388 ، 10:00 شهناز غلامی وبلاگنویس و روزنامهنگار دو ماه است که در بازداشت به سر میبرد و از وی خبری نیست.
شهناز غلامی روزنامهنگار آذربایجانی و نویسندهی وبلاگ آذرزن از حدود دو ماه پیش بازداشت شده و هیچ خبری از وضعیت و محل نگهداری وی در دست نیست. محمدعلی دادخواه که در پروندهي قبلی این فعال حوزهی زنان به عنوان وکیل وی حضور داشت نسبت به وضعیت او اظهار بیخبری کرده و گفته است که موکلاش تا کنون تماسی با وی نداشته است. بنا بر گفتهی دادخواه خانم غلامی در این دوره از بازداشت دارای اتهام جدیدی است و به دلیل اینکه نتوانسته است تا به حال از این وبلاگنویس خبری دریافت کند و خود وی هم تماسی نداشته، نمیتواند به عنوان وکیل او کاری کند.
شهناز غلامی پیشتر در اوائل پاییز 1387 بازداشت و به مدت دو ماه در بازداشتگاه اطلاعات و سپس در زندان تبریز در بند زندانیان خطرناک و معتاد زن به سر برد. وضعیت وی به گونهیی بود که مجبور به اعتصاب غذا شد. وی پس از آزادی محاکمه و به شش ماه زندان محکوم شد. اتهام او در پروندهی قبلی «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده بود.
شهناز غلامی دارای یک دختر کوچک و پدر و مادری مسن است و کسی را ندارد که پیگیر وضعیت وی باشد. همین امر سبب شده که بازداشت دوبارهی این وبلاگنویس و روزنامهنگار در هالهیی از سکوت و بیخبری باشد.
پیشمرگان |
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 8:26 توسط شهناز غلامی
|
مشارکت رهایی بخش زنان در حذف مرزهای جنسیتی
JURNALİST YAZAR
Iranian Women Journalists Association - (ROZA)
عضو انجمن روزنامه نگاران زن ایران - رزا
زنان در طی رویدادهای قبل و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری با سطح بالایی از آگاهی و شعور برای مشارکت در سرنوشت سیاسی کشور به حوزه عمومی گام گذاشتند.که این موضوع به نوبه خود می تواند نوید رشد یافتن جامعه مدنی و نزدیک شدن به سطح مطلوب از دموکراسی را بوجود آورد.
زنان با مطرح کردن مطالبات آزادیخواهانه و برابری خواهانه خود به عرصه انتخاباتی وارد شدند. آنان به مانند سایر اقشار مردم که چند هفته پیش از انتخابات مطالبات خود را در سطوح مختلف منعکس کرده بودند به عرصه مبارزات انتخاباتی براساس همگرایی و ائتلاف باکاندیداهای اصلاح طلب راه یافتند. ولی بعد از اعلام نتایج انتخابات و تقلبات بسیار گسترده ای که در آن صورت گرفته بود زنان با اعتراضات کاملا مدنی خود نقش غیر قابل انکاری را در جهت پیشبرد این اعتراضات ایفا کردند. در این دوره از اعتراضات وسیع توده ای؛زنان پبشرو از طبقات و طیف های متفاوت فکری به طرز گسترده ای فعالیت های متفاوت از خود نشان دادند.
آنان بطور خاص با خواسته های ضد تبعیض جنسیتی شان و تلاش شان برای مطرح کردن چندین باره موضوع پیوستن به "کنوانسیون منع هرگونه تبعیض علیه زنان"و نیز پررنگ کردن موضوع گردآوری "یک میلیون امضاء برای تغییر در قوانین تبعیض آمیز"در قالب همگرایی زنان برای انتخابات به چانه زنی با کاندیداهایی پرداختند که ادعامی کردند در صورتی که پیروز انتخابات باشند به این مطالبات پاسخ خواهندداد.
از سوی دیگر فعالان زن به طور عمومی در قالب های کلی تر چون گروه های دانشجویی، نویسندگان ، روزنامه نگارن ،هنرمندان، سیاسیون و حتی مردم عادی به فعالیت پرداختند.آنان با ارائه بیانیه، پخش بروشورهای آگاهی بخش در باره موضوعات مربوط به حوزه زنان در بین مردم و نیز حمل پلاکاردهایی که بر روی آنها خواسته های جنسیتی شان را نوشته بودند. در عین مشارکت در جبهه بزرگ دموکراسی خواهی و برابری طلبی ، نشان دادند که برای رفع تبعیض جنسیتی از خود و نیز برای به چالش کشیدن فرهنگ مردسالارانه حاکم در جامعه با آگاهی فمینیستی شان برای رهایی زن از سلطه طالبان ایرانی از هیچ اقدامی کوتاهی نخواهند کرد.
آنان با شکل دهی حرکت های تبلیغی ،انجام مصاحبه ها و سخنرانی ها و نیز با تحلیل شرایط و درج مقالات و نوشتن نقدهای موثر از وضعیت بحرانی حاضر قادر شدند تا به نحو مطلوب و شایسته ای در قامت یک جنبش کاملامدنی به عرصه مبارزاتی وارد شوند.مطالبات زنان برخلاف سابق این بار دیگر انتزاعی و کلی نبودند. بلکه در بیشتر موارد این خواسته ها حداقلی ترین نیازهای زنان را که در زندگی روزانه هر روز با آن دست و پنجه نرم می کنند را شامل می شد.
نیمی از جمعیت معترض را زنان پیشرو و مترقی بوجود آورده بودند .که از طیف های مختلف تشکیل شده بودند و در عین حال همه آنان از منتقدان سیاست سرکوب رژیم واپسگرای مذهبی محسوب می شدند. زنان با مشارکت حداکثری شان در این روند اعتراضی ثابت کردند که با وجود تحمل زجرآور دهه ها و بلکه سده ها ، سرکوب و ستم مضاعف و نیز تلقی جنس دومی بودن شان از سوی فرهنگ مردسالارانه حاکم ؛ می توانند در هر زمانی که ضروری و لازم بدانند نیروی بالقوه خود را به انرژی پویا و دینامیکی بالفعل تبدیل نموده و در پروسه تحول خواهی و ایجاد تغییرات اساسی در عرصه سیاسی و اجتماعی تاثیرگذار باشند. آنان با باور تمامیت خویشتن ، ثابت کردند که برابری جنسیتی و دموکراسی خواهی از یک مسیر عبور می کنند و هیچ آزادیی بدون رهایی زن امکان پذیر نیست.
در این دوره از حوادث و رخداد هایی تاریخی ما با حضورپر رنگ و پرشمار زنان منتقد به وضع موجود مواجهه هستیم- که البته همه آنها نیز به نوبه خود هزینه این تفکرات دگر اندیشانه و جریان سومی بودن را می پردازند.- در طی چند هفته اخیر در بیشنر شهر های ایران، تعداد کثیری از فعالان جنبش زنان و روزنامه نگاران و غیره دستگیر و زندانی شده اند و زنانی چون "ندا آقا سلطان"به دلیل جو پلیسی و امنیتی حاکم بر کشور مورد تیراندازی افراد مسلح قرار گرفتند، زنان بسیاری با نیروهای مسلح وگروه های فشار و لباس شخصی ها درگیر شدند و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، تعدادی زیادی از زنان دیگر نیز به مدد فضای مجازی چون اینترنت و دوربین های عکاسی ، موبایل و گفتگو های تلفنی و انجام مصاحبه تلاش کردند تا به شفاف سازی در رابطه با بحران سیاسی حاکم در کشور بپردازند و از این رهگذر چهره واقعی و بدون نقاب رادیکالیسم اسلامی را به تمام مردم آزادیخواه و حقیقت طلب دنیا نشان بدهند.
دریک برآورد کلی می توان حضور زنان را در طی حوادث ایجاد شده در سرتاسر ایران حضوری جسورانه توصیف کرد که بعد از مدت ها تعامل در عرصه نظریه و تئوری به طرزی عملگرایانه وارد صحنه واقعی مبارزه گردید. زنان این بار تنها نظاره گران منفعل در حاشیه نبودند بلکه آنان این بار فعالانه و متناسب با وضعیت و شرایط ایجاد شده، تکنیک و روش های مبارزاتی خود را تغییر داده و آگاهانه و سر شار از لذت حیات بخش و زیبای زندگی، هم در عرصه مطرح کردن مطالبات همگرایانه شان و نیز در دوره پیگیری این درخواست ها و نیز در زمان اعتراضات جدی و خونین؛ حضوری چشمگیر و غیر قابل انکار داشتند. همچنین آنان با رفتار های مداراگرانه شان ثابت کردند که خواهان اعتراض مدنی و آرام بوده و درگیری و خشونت ایجاد شده توسط نیروهای سرکوبگر رژیم خودکامه اسلامی به هیچ وجه مطلوب نظر آنان نمی باشد.
تلویزیون ملی آذربایجان ــ گوناز تی وی
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 8:10 توسط شهناز غلامی
|
زنان سرپرست خانوار و چالش
هاي پيش رو / شهناز غلامی
وبلاگ حقوق زنان حقوق بشر است: درحال حاضربنا به اظهار نظررسمي نهادهاي دولتي و وابسته به حاكميت اسلامي ايران حدود یك میلیون و 500 هزار زن سرپرست خانوار دركشور وجود دارندكه عليرغم گسترش روزافزون فقر و عدم بهره مندي از امكانات رفاهي و معيشتي عهده دار زندگي خود و اعضاء خانواده شان هستند.
براساس آمارهاي ارائه شده از سوي وزارت رفاه و تأمين اجتماعي حدود 8 % جمعيت ايران زير خط فقر مطلق و هفت ميليون نفر زيرخط فقر هستند. معاون سابق اجتماعي سازمان بهزيستي نيز وضعيت اقتصادي (5/1 ميليون زن سرپرست خانوار در كشور را بحراني اعلام كرده بود و با بيان اينكه اين زنان شش ميليون نفر را دركشور تحت پوشش دارند.گفته بود كه 30 % اين افراد به طور جدي نيازمندحمايتهاي اقتصادي و عاطفي مي باشند.
اين درحالي است كه آمار و ارقام غير رسمي و نيز واقعيت هاي تلخ و گزنده زندگي از ارقام بزرگتري حكايت دارند، با توجه به درصد بالاي تورم و بالارفتن قيمت كالاها و هزينههاي زندگي حتي بسياري از خانوادههايي كه داراي سرپرست ميباشند نيز با وجود چند شغله بودن قادر به تامين نيازهاي زندگي خود نمي باشند، وضعيت زنان سرپرست خانوار را بهتر مي توان ترسيم كرد.
اين در وضعيتي است كه زنان سرپرست خانواري كه با آنها مصاحبه انجام شده است بدون استثناء اكثر شان اظهار ميدارند در وضعيتي تحت پوشش سازمان هاي دولتي قرار گرفته اند كه در آن مراكز علاوه بر رفتار هاي تحقير آميزي كه به منظور توهين به عزت نفس آنها صورت مي گيرد.
سازمان بهزيستي و كميته امداد آقاي خميني در كل درآمد بسيار ناچيزي را در اختيار اين زنان مي گذارد.به عنوان مثال در تبريز ميزان اين مستمري براي زنان چيزي كمتر از 15000تومان مي باشد.
براي هضم بهتر اين گفته بايد اذعان داشت،جمعيت اين زنان با توجه به 41 هزار زن سرپرست خانوار كه فاقد مسكن ميباشند. با احتساب 130 هزارخانواده تحت سرپرستي زنان كه تحت حمايت هيچ نهاد و ارگان حمايتي نيستند به بيش از 170هزار نفر ميرسد....
شبکه همبستگی با مبارزات زنان ایرانی
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 7:55 توسط شهناز غلامی
|
زنان سرپرست خانوار و چالش
هاي پيش رو / شهناز غلامی
وبلاگ حقوق زنان حقوق بشر است: درحال حاضربنا به اظهار نظررسمي نهادهاي دولتي و وابسته به حاكميت اسلامي ايران حدود یك میلیون و 500 هزار زن سرپرست خانوار دركشور وجود دارندكه عليرغم گسترش روزافزون فقر و عدم بهره مندي از امكانات رفاهي و معيشتي عهده دار زندگي خود و اعضاء خانواده شان هستند.
براساس آمارهاي ارائه شده از سوي وزارت رفاه و تأمين اجتماعي حدود 8 % جمعيت ايران زير خط فقر مطلق و هفت ميليون نفر زيرخط فقر هستند. معاون سابق اجتماعي سازمان بهزيستي نيز وضعيت اقتصادي (5/1 ميليون زن سرپرست خانوار در كشور را بحراني اعلام كرده بود و با بيان اينكه اين زنان شش ميليون نفر را دركشور تحت پوشش دارند.گفته بود كه 30 % اين افراد به طور جدي نيازمندحمايتهاي اقتصادي و عاطفي مي باشند.
اين درحالي است كه آمار و ارقام غير رسمي و نيز واقعيت هاي تلخ و گزنده زندگي از ارقام بزرگتري حكايت دارند، با توجه به درصد بالاي تورم و بالارفتن قيمت كالاها و هزينههاي زندگي حتي بسياري از خانوادههايي كه داراي سرپرست ميباشند نيز با وجود چند شغله بودن قادر به تامين نيازهاي زندگي خود نمي باشند، وضعيت زنان سرپرست خانوار را بهتر مي توان ترسيم كرد.
اين در وضعيتي است كه زنان سرپرست خانواري كه با آنها مصاحبه انجام شده است بدون استثناء اكثر شان اظهار ميدارند در وضعيتي تحت پوشش سازمان هاي دولتي قرار گرفته اند كه در آن مراكز علاوه بر رفتار هاي تحقير آميزي كه به منظور توهين به عزت نفس آنها صورت مي گيرد.
سازمان بهزيستي و كميته امداد آقاي خميني در كل درآمد بسيار ناچيزي را در اختيار اين زنان مي گذارد.به عنوان مثال در تبريز ميزان اين مستمري براي زنان چيزي كمتر از 15000تومان مي باشد.
براي هضم بهتر اين گفته بايد اذعان داشت،جمعيت اين زنان با توجه به 41 هزار زن سرپرست خانوار كه فاقد مسكن ميباشند. با احتساب 130 هزارخانواده تحت سرپرستي زنان كه تحت حمايت هيچ نهاد و ارگان حمايتي نيستند به بيش از 170هزار نفر ميرسد....
شبکه همبستگی با مبارزات زنان ایرانی
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 7:55 توسط شهناز غلامی
|
زنان سرپرست خانوار و چالش
هاي پيش رو / شهناز غلامی
وبلاگ حقوق زنان حقوق بشر است: درحال حاضربنا به اظهار نظررسمي نهادهاي دولتي و وابسته به حاكميت اسلامي ايران حدود یك میلیون و 500 هزار زن سرپرست خانوار دركشور وجود دارندكه عليرغم گسترش روزافزون فقر و عدم بهره مندي از امكانات رفاهي و معيشتي عهده دار زندگي خود و اعضاء خانواده شان هستند.
براساس آمارهاي ارائه شده از سوي وزارت رفاه و تأمين اجتماعي حدود 8 % جمعيت ايران زير خط فقر مطلق و هفت ميليون نفر زيرخط فقر هستند. معاون سابق اجتماعي سازمان بهزيستي نيز وضعيت اقتصادي (5/1 ميليون زن سرپرست خانوار در كشور را بحراني اعلام كرده بود و با بيان اينكه اين زنان شش ميليون نفر را دركشور تحت پوشش دارند.گفته بود كه 30 % اين افراد به طور جدي نيازمندحمايتهاي اقتصادي و عاطفي مي باشند.
اين درحالي است كه آمار و ارقام غير رسمي و نيز واقعيت هاي تلخ و گزنده زندگي از ارقام بزرگتري حكايت دارند، با توجه به درصد بالاي تورم و بالارفتن قيمت كالاها و هزينههاي زندگي حتي بسياري از خانوادههايي كه داراي سرپرست ميباشند نيز با وجود چند شغله بودن قادر به تامين نيازهاي زندگي خود نمي باشند، وضعيت زنان سرپرست خانوار را بهتر مي توان ترسيم كرد.
اين در وضعيتي است كه زنان سرپرست خانواري كه با آنها مصاحبه انجام شده است بدون استثناء اكثر شان اظهار ميدارند در وضعيتي تحت پوشش سازمان هاي دولتي قرار گرفته اند كه در آن مراكز علاوه بر رفتار هاي تحقير آميزي كه به منظور توهين به عزت نفس آنها صورت مي گيرد.
سازمان بهزيستي و كميته امداد آقاي خميني در كل درآمد بسيار ناچيزي را در اختيار اين زنان مي گذارد.به عنوان مثال در تبريز ميزان اين مستمري براي زنان چيزي كمتر از 15000تومان مي باشد.
براي هضم بهتر اين گفته بايد اذعان داشت،جمعيت اين زنان با توجه به 41 هزار زن سرپرست خانوار كه فاقد مسكن ميباشند. با احتساب 130 هزارخانواده تحت سرپرستي زنان كه تحت حمايت هيچ نهاد و ارگان حمايتي نيستند به بيش از 170هزار نفر ميرسد....
شبکه همبستگی با مبارزات زنان ایرانی
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 7:55 توسط شهناز غلامی
|
شهناز غلامی آزاد شد
دو شنبه 19 ژانويه 2009
روز آنلاين / آکام مکري: شهناز غلامي، وبلاگ نويس و از فعالين حقوق زنان در تبريز روز شنبه پس از تحمل 69 روز حبس با وثيقه 20 ميليوني تا زمان تشکيل دادگاه از زندان آزاد شد.
وي بدنبال شکايت نيروي انتظامي و به اتهام "تشويش اذهان عمومي" بازداشت شده و 69 روز در زندان بسر برده بود.وي در اعتراض به ادامه بازداشتش هشت روز اعتصاب غذا کرده بود.
نقي محمودي وکيل مدافع شهناز غلامي در گفتگو با روز ضمن اعلام خبر آزادي موکلش،گفت: "طي روزهاي گذشته قرار بازداشت موقت موکلم به قرار وثيقه تبديل شد و ايشان موقتا تا زمان رسيدگي به اتهاماتشان آزاد شده اند."
آقاي محمودي همچنين در خصوص اتهامات موکلش اظهار داشت: "اتهامات خانم غلامي بيشتر در ارتباط بوده با اخبار و گزارشاتي که در وبلاگشان ]آذرزن [ منتشر کرده اند".
وکيل مدافع خانم غلامي در خصوص وضعيت جسماني موکلش هم چنين گفت: "ايشان هشت روز دست به اعتصاب زده بودند اما وضعيت فعليشان مساعد است".
هنوز زمان تشکيل دادگاه اين فعال آذربايجاني اعلام نشده است.
شهناز غلامي در مرداد ماه سال گذشته هم در پي انتشار مطالبي در اعتراض به حوادث آذربايجان، حدود يک ماه در بازداشت بسر برده و شعبه اول دادگاه انقلاب تبريز وي را به اتهام تبليغ عليه نظام به تحمل 6 ماه حبس تعزيري محکوم کرده بود. اين فعال تبريزي از سال 1368 تا 1373 هم به مدت پنج سال زنداني شده بود.
بازداشت خانم غلامي اعتراضاتي را در پي داشت. سازمان گزارشگران بدون مرز در 30 آبان با انتشار اطلاعيه اي به بازداشت اين وب نگار اعتراض کرد و خواستار آزادي وي شد. کانون مدافعان حقوق بشر هم در آبان ماه سال جاري به بازداشت وي اعتراض کرد. 500 فعال اجتماعي هم در بيانيه اي که در آذر ماه صادر کردند به بازداشت گسترده فعالان آذري اعتراض کرده بودند.
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 7:49 توسط شهناز غلامی
|

محکومیت شهناز غلامی به
شش ماه زندان
سه شنبه 23 سپتامبر 2008
شهناز غلامي، روزنامه نگار و از فعالان حقوق زنان در آذربايجان به اتهام «تبليغ عليه نظام» از طريق نوشتن مقالات و گزارشات از سوي شعبه 1 دادگاه انقلاب اسلامي تبريز به ? ماه زندان محکوم شده است.
آخرين جلسه رسيدگي به اتهامات خانم غلامي در 14 شهريور با حضور وکيل مدافع ايشان ، آقاي محمد علي دادخواه برگزار گرديده بود که در آن جلسه خانم غلامي ضمن دفاع از خود ، اتهامات وارده را رد نموده بود. شايان ذکر است شهناز غلامي مدير وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال 1368 تا سال 1373 به مدت 5 سال به دليل فعاليت هاي سياسي در زندان تبريز محبوس بوده و نيز در مرداد سال 1386 به مدت تقريباً يک ماه به دليل شرکت در مراسم يک خرداد دستگير و زنداني شده بود.
شبکه همبستگی با مبارزات زنان ایران
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 7:41 توسط شهناز غلامی
|

اعتصاب غذای شهناز غلامی
روزنامه نگار و فعال حقوق زن در
زندان تبریز
شنبه 3 ژانويه 2009
خبرنامه امیرکبیر: شهناز غلامی روزنامه نگار و از مدافع حقوق زنان که روز یکشنبه ۱۹ آبانماه (۹ نوامبر) در تبریز دستگیر شده، به آنچه که عدم توجه و رسیدگی به وضعیت نامساعد خود در زندان تبریز نامیده از روز ۲۹ آذر ۸۷ دست به اعتصاب غذا زده است.
به گفته نقی محمودی که به تازگی وکالت خانم غلامی را پذیرفته است حکم بازداشت وی از سوی بازپرس شعبه ۴ قاضی هاشم زاده صادر گردیده و وی اکنون در بند زنان زندان مرکزی تبریز به سر می برد.
وی افزود: پرونده وی در مرحله تحقیقات مقدماتی است و بازجویی از ایشان جهت تکمیل پرونده همچنان ادامه دارد. از اینرو خانم غلامی در اعتراض به طولانی شدن مدت بازداشت موقت دست به اعتصاب غذا زده است.
در این میان قرار بود خانم غلامی جهت شرکت در چندین کنفرانس به کشورهای سوئد، دانمارک و فرانسه سفر کند که با دستگیری اشان از آنها باز ماند.
شهنازغلامی روزنامهنگار و مدیر وبلاگ آذرزن است که قبلا” در تاریخ ٣ مهر ماه سالجاری از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان برای “تبلیغ علیه نظام” محکوم شده بود. وی در انتظار برگزاری دادگاه تجدید نظرمی باشد و با سپردن وثیقه آزاد شده بود. این روزنامه نگار قبلا نیز از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ به مدت پنج سال زندانی سیاسی بود و در مرداد ۸۶ نیز یک ماه در بازداشت به سر برد.
شهناز غلامي بدون وکيل در زندان است
(9 دسامبر 2008 ) روزآنلاین: محمدعلي دادخواه، وکيل دادگستري، در مصاحبه با روز تاکيد مي کند شهناز غلامي فعال آذربايجاني، که يک ماه از بازداشت وي مي گذرد، هم اکنون وکيل ندارد و با توجه به فوت همسر و کوچک بودن فرزندش، کسي نمي داند از چه راهي بايد به وي از نظر حقوقي کمک رساند.
دادخواه مي گويد: بنده در دور جديد بازداشت خانم غلامي، وکالتي از طرف خودايشان يا خانواده شان ندارم و براي پي گيري حقوقي پرونده اين وکالت بايد از سوي خانواده يا خود موکل، داده شود. اما در خصوص پرونده قبلي که در دادگاه انقلاب تبريز مطرح بود وکيلشان بودم.
وي با اشاره به کيفرخواستي که از سوي دادگاه انقلاب تبريز صادر شده بود خاطرنشان مي کند: اتهام اقدام عليه امنيت ملي و نشر اکاذيب از طريق حضور در راهپيمايي ها و مقاله هاي متعددي که برخي از آنها منتشر شده، برخي وبلاگ نوشت بوده و برخي نيز اصلا منتشر نشده بود (و ماموران از خانه ايشان جمع آوري کردند)، به ايشان وارد شده بود. همچنين دادگاه نسبت به همکاري با نهضت آزادي و نيز گروه هاي تجزيه طلب تاکيد داشت.
محمدعلي دادخواه با اشاره به اساسنامه نهضت آزادي که اعتقاد به تماميت عرضي ايران دارد، جمع اين دو اتهام را غير ممکن دانست و آن را مردود تلقي کرد.
اين عضو کانون مدافعان حقوق بشر همچنين با اشاره به اينکه شهناز غلامي داراي دختر ده ساله اي است که سرپرستي جز مادر ندارد، مي افزايد: رسالت دستگاه قضا انتقام گيري يا تنبيه نيست. بلکه اجراي عدالت و انصاف است. بنابراين رعايت حقوق عمومي در هر پرونده انتظاري است که از اين دستگاه مي رود. در مورد ايشان نيز جهت جلوگيري از هزاران آسيب اجتماعي که دختر ده ساله اش را تهديد مي کند، که هم از داشتن نعمت پدر محروم است و هم اينک مادرش در بازداشت به سر مي برد، بايد چاره ديگري انديشيده شود. به نظر من با هر قرار ديگري دادگستري مي تواند ايشان را آزاد کرده و اگر ضرورتي تشخيص داد، به دادگاه فرا بخواند.
شهناز غلامي وب نگار، روزنامه نگار و عضو انجمن روزنامه نگاران زن (رزا) است که در تاريخ 19 آبان ماه امسال بازداشت شد و هم اکنون در زندان تبريز به سر مي برد. وي همچنين از سال 1368 تا 1373 به مدت پنج سال زنداني سياسي، بود، در مرداد86 نيز يک ماه را در بازداشت به سر برد و در شهريور ماه 87 حکم شش ماه حبس تعزيري به وي ابلاغ شد.
شهناز غلامي مقاله هاي متعددي در مورد حقوق زنان و نابرابري هاي جنسيتي منتشر کرده و سازمان گزارشگران بدون مرز در تاريخ يکم آذرماه87 با انتشار بيانيه اي دستگيري وي را محکوم نموده است.
بسياري از فعالان زن تاکنون به نحوه دستگيري وي و خشونتي که با بازداشت وي به دختر ده ساله اش که از داشتن پدر نيز محروم است روا شده، اعتراض کرده اند.
شهناز غلامي چندي پيش در يکي از مقاله هايش نوشته بود: من بعنوان يك ژورناليست كه سالهاست براي تحقق دموكراسي و حقوق و برابري در تمامي جنبه هايش اعم از برابري ملي، برابري زن و مرد، برابري اقتصادي، و... تلاش مي كنم، با وجود همه فشارها و سركوبها همچنان به فعاليت هاي اطلاع رساني خود در زمينه هايي كه لازم بدانم، ادامه خواهم داد. اميدوارم برغم همه كاستي ها، و نقص هايي كه دارم با كلماتي كه هرگز قادر نيستند تمام حقيقت پديده ها را بيان كنند، بتوانم گامي هر چند كوچك در اين مسير سبز بردارم.
* * * * *
وبلاگ آزادی شهناز غلامی راه اندازی شد
برای آزادی شهناز غلامي فعال حرکت ملي آذربايجان و روزنامه نگار که روز يکشنبه مورخه 19/8/87 توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل شخصي خود در محله قره آغاج شهر تبريز بازداشت شد یک وبلاگ راه اندازی شد است.
در این وبلاگ از قول شهناز غلامی آمده است:
«گزارش هاي من نيز به انعكاس اين واقعيت هاي عيني و گريز ناپذير اجتماع بيمار پرداخته است وجدان آگاه بشري در هيچ نقطه اي از دنيا بجز محفل اقليت حاكم كشور، هيچگاه اتهامات فوق الذكر را بعنوان جرم تلقي نكرده است و با شهروندان منتقد خود كه كوشيده اند تا در فضاي اختناق و مه آلود به شفاف سازي و اطلاع رساني بپردازند و مرحمي براي دردهاي مردم سرزمين خود باشند، به چنين برخوردهاي غيرعقلاني دست نيازيده اند. چنين برخوردها، حاكي از ضعف حاكميت و ترس آن از كوچكترين نور شمع آگاهي بخش در ميان مردم است .
با اينهمه، من بعنوان يك ژورناليست كه سالهاست براي تحقق دموكراسي و حقوق و برابري در تمامي جنبه هايش اعم از برابري ملي، برابري زن و مرد، برابري اقتصادي، و ... تلاش مي كنم، با وجود همه فشارها و سركوبها همچنان به فعاليت هاي اطلاع رساني خود در زمينه هايي كه لازم بدانم، ادامه خواهم داد. اميدوارم برغم همه كاستي ها، و نقص هايي كه دارم با كلماتي كه هرگز قادر نيستند تمام حقيقت پديده ها را بيان كنند، بتوانم گامي هر چند كوچك در اين مسير سبز بردارم.»
شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد، اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد شهرهای آذربایجان در سال ۸۵ دستگیر و زندانی شده بود.
* * * * *
وبلاگ آزادی شهناز غلامی راه اندازی شد
برای آزادی شهناز غلامي فعال حرکت ملي آذربايجان و روزنامه نگار که روز يکشنبه مورخه 19/8/87 توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل شخصي خود در محله قره آغاج شهر تبريز بازداشت شد یک وبلاگ راه اندازی شد است.
در این وبلاگ از قول شهناز غلامی آمده است:
«گزارش هاي من نيز به انعكاس اين واقعيت هاي عيني و گريز ناپذير اجتماع بيمار پرداخته است وجدان آگاه بشري در هيچ نقطه اي از دنيا بجز محفل اقليت حاكم كشور، هيچگاه اتهامات فوق الذكر را بعنوان جرم تلقي نكرده است و با شهروندان منتقد خود كه كوشيده اند تا در فضاي اختناق و مه آلود به شفاف سازي و اطلاع رساني بپردازند و مرحمي براي دردهاي مردم سرزمين خود باشند، به چنين برخوردهاي غيرعقلاني دست نيازيده اند. چنين برخوردها، حاكي از ضعف حاكميت و ترس آن از كوچكترين نور شمع آگاهي بخش در ميان مردم است .
با اينهمه، من بعنوان يك ژورناليست كه سالهاست براي تحقق دموكراسي و حقوق و برابري در تمامي جنبه هايش اعم از برابري ملي، برابري زن و مرد، برابري اقتصادي، و ... تلاش مي كنم، با وجود همه فشارها و سركوبها همچنان به فعاليت هاي اطلاع رساني خود در زمينه هايي كه لازم بدانم، ادامه خواهم داد. اميدوارم برغم همه كاستي ها، و نقص هايي كه دارم با كلماتي كه هرگز قادر نيستند تمام حقيقت پديده ها را بيان كنند، بتوانم گامي هر چند كوچك در اين مسير سبز بردارم.»
شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد، اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد شهرهای آذربایجان در سال ۸۵ دستگیر و زندانی شده بود.
شبکه همبستگی زنان با مبارزات زنان ایرانی
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 7:31 توسط شهناز غلامی
|
بای بک
زنده باد آذربايجان - Long live Azerbaijan
پاسخ به سعید صالحی نیا - الف. تبريزلي
باي بک آذربايجان | جمعه, ۴- اردیبهشت , ۱۱۰۰۹, ساعت ۲۳:۲۳ [ش.ب] | مقاله ها
جناب صالحی نیا* ، نمیدانم شما از کی با حزبتان آشنا وبقول خود از فعالان آن گشته اید، اما همینقدر کافی است ، بدانید که اینجانب قبل از تشکیل حزب کمونیست ایران!!؟؟ گروهها و احزاب تشکیل دهنده آن را از نزدیک شناخته و در جشن بنیانگذاری آن در منطقه شرکت وتا همین اواخر و انشعاب آخرتان ، اخبار و واقایع حزبتان را از نزدیک دنبال میکردم.
این مختصر را از آن رو یادآوری کردم که گمان نکنید از غافله ترقی و تکامل و سوسیالیسم و… !؟ شما بی اطلاع بوده و می بایستی با مطالعه برنامه حزبتان ، چشمانم به واقعیتهای جهان باز شود.
و اما بعد:
دوست گرامی دوران شعارهای بی پشتوانه که فقط احزابی که هیچ شناختی از سیستم اداره کشور ، روابط بین الملل ، حقوق بین الملل ، اقتصاد جهانی و… نداشته بر زبان می آوردند.سپری شده امروزه معادلات جهانی بر خلاف میل باطنی من و شما تغییر کرده ، و بازشناسی جهان ، نیازمند استراتژی و تاکتیکهای است که از بررسی واقعیتهای موجود نشات میگیرد ، ونه از آرزو و خواستهای ایدئولوژیک جناب صالح نیا و رفقایش!
دوست گرامی: شما بدون شناخت حرکت ملی آذربایجان و ماهیت حق طلبانه آن ، صرفا با اتکا به تئوریهای مدافعان ادامه سلطه کثیف ، غیر انسانی و نژادپرستی آن هم بنام سوسیالیسم و…..!!!؟؟؟ خانم شهناز غلامی را مورد حمله قرار داده اید. بی آنکه توضیح دهید، در کدامین مکتب وکتاب عدالت خواهانه ومساوات طلبانه ، سوسیالیسم و کمونیسم و… حق تحصیل وصحبت به زبان مادری، حق حفظ و اشاعه فرهنگ ملی و نفی برتری نژادی و مبارزه با بی عدالتی در هر شکلی ، خود نژادپرستی محسوب میگردد.!!؟؟
مگر در منطق شما دفاع از حرمت انسانی ، قبول تفاوتهای زبانی و فرهنگی، نفی سلطه فرهنگی ، واعتقاد و جانبداری از بیانیه حقوق بشر ، مردود و در خور لعن و نفرین میباشد.
راستی شما که با افراط و بدون در نظر گرفتن شرایط اقتصادی ، فرهنگی، اجتماعی و… برنامه ای ارائه داده اید که صرفا به درد کرات آسمانی ویا نسلهائی که معلوم نیست کی و چگونه شکل گرفته واهداف شما را قبول و اجرا خواهند کرد .از حق هم جنس گرایان ومعتادین و …. دفاع نکرده اید؟ پس چه شده که دفاع مشروع از حق سخن گفتن به زبان مادری، حق تحصیل و حتی حق جدائی را مردود و هم سو با نژادپرستان داد و قالتات در می آید.
براستی اگر با استناد به برنامه حزبتان زبان فارسی وبهتر از آن !!! انگلیسی را جایگذین کنیم ، خود برتری طلبی ، نفی هویت فرهنگی ملل دیگر ودر یک کلام هموار سازی راه تسلط فرهنگ آنگلوساکسون ها نیست !؟
واصرار شما به نفی تفاوتهای کاملا طبیعی انسانها که خود عامل زیبائی و تنوع هارمونیک جهان میباشد ، نفی یکی از اصول دیالکتیک نیست!!؟؟
لطفا کمی به خود آئید ، افراط گرائی حزبتان سالها پیش در منطقه فاجعه ببار آورد، صدها پیشمرگه به خاطر همین اندیشه کشته شدند، هیچ فراموش نکرده ایم که چگونه ارتش و سپاه، سلاح و مهمات خود را جا گذاشته و عقب نشینی میکرد!!؟؟ تا شما و حزب دمکرات یافته و علیه هم بکار برید.تاریخ این خیانت رهبریتان را هیچگاه نخواهد بخشید.
دوست گرامی باور کنید دوران استالین و پولپوت به سر رسیده و دیگر مردم و نیروهای مترقی فریب شعارهای بی پشتوانه و غیر علمی به ظاهر چپ اما در محتوا راست و فاشیستی- راسیستی را نمی خورند.
و درست به خاطر این تفکرات ارتجاعی است که احزاب به اصطلاح سراسری هر روز آب شده وبه تاریخ می پیوندند، و بر عکس حرکتهای ملی، متکی به اراده و خواست توده ها که بر اساس احترام به حرمت انسانها، احترام متقابل ، حقوق یکسان و خلاصه مبانی مورد قبول بین المللی شکل گرفته و مشکل ملل تحت ستم، زندانی بنام ایران را در اولین قدم رهائی از چنگال تفکرنژاد پرستی جستجو میکنند، هر روز شکوفا تر میگردند، که قیام شکوهمند ۲۲ مای آذربایجان خو گویاتر از آن هست که احتیاج به تعریف و تفسیر داشته باشد.
دوست کومنیست کارگری ایران!!؟؟ حرکت ملی نه مدافع سرمایه داری ونه مدافع استثمارگری است برعکس به خاطر قبول حقوق انسانی و برابری بشر مخالف عملی چنین تفکرات غیر انسانی است.
اتهام نژادپرستی ونفرت از دیگران ، مارکی لو رفته می باشد، چرا که ما خود قربانی آن نوع تفکرات نژادی بوده و جهت نفی آن مبارزه میکنیم.
در ضمن ما با سیستم ولایت فقیه و هر نوع حکومت غیر دمکرات مخالف و فلسفه حرکتمان رهائی انسان از یوغ هر نوع ظلم وتحقیر و نابرابری است .
شما به جای انتقاد از این ویا آن کشور تازه استقلال یافته بهتر نیست توضیح دهید که چرا دشمنان درجه یک و قسم خورده آنتی امپریالیست!!؟؟ در مهد دول امپریالیستی زندگی و از آزادیها و امکانات آنها استفاده میکند !؟ وآیا بهتر نیست مقر خود را به یکی از کشورهای مخالف ویا سرزمینهای تحت اشغال آنها منتقل کند تا شاید مفید به حال ملل تحت اشغال باشد.
باور کنید نقاب به اصطلاح کمونیست را اگر ازچهره حزبتان بردارند،حامل راسیسترین تفکرات میباشد.وشما نیز متاسفانه با همان منطق حتی از بکار بردن ملت ترک آذربایجان همانند دیگر همفکرانتان ابا داشته و اصطلاه پان فارسیستها را در مورد ملت ما بکار بردید آذری !؟ .
متاسفم برای شما و دیگرانی که بنام کمونیسم ، نژاد پرست شده اند.
با احترام
الف. تبريزلي
۰۱/۰۲/۱۳۸۸
* از سعيد صالحي نيا به شهناز غلامي در موضوع موضع جريان هويت طلب آذري در مقابل انتخابات رژيم اسلامي
شهناز غلامي عزيز٫
خوشحالم شما از بند رژيم اسلامي بيرون آمديد. دستگيري و آزار هر فعال سياسي با هر عقيده اي محکوم است اما مواضع سياسي شما مواضع قوم پرستانه و ضد برابري انسانهاست.
شما بدنبال اتحاد با حکومت عقب افتاده و سر سپرده آذربايجان هستيد و ايجاد به اصطلاح حکومت اذربايجان بزرگ
حکومت آذربايجان سردمدار جنايت عليه بشريت اسا درست مثل رژيم اسلامي کارنامه نقض حقوق انسانها دستگيري فعالين سياسي و قتل آنها تويط رژيم وابسته به امپرياليزم آذربايجان در اسناد سازمان عفو بين الملل وجود دارد.
تقسيم بندي جامعه انساني به اقوام و مرز کشيدن بين انسانها بر اساس قوميت و مليت ابزار شناخته شده بورژوازي است.
طرحهاي اين چنيني طرحهاي نظام امپرياليستي آمريکا است در منطقه خاورميانه يک جنبش انساني و مدرن و آزاديخواهانه در طبيعت خود جنبش براي ايجاد جامعه انسان مدار و برابري طلب و انسان محور است و نه جنبش براي جدا سازي انسانها بر اساس قوميت
زنده و شاد باشيد
سعيد صالحي نيا
فعال حزب کمونيست کارگري ايران
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 7:18 توسط شهناز غلامی
|
شهروند
روشنفکران و روزنامه نگاران هويت طلب آذربايجان را آزاد کنيد
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 6:57 توسط شهناز غلامی
|
سایت لج ور
اخبار فعالان جنبش زنان :
شهناز غلامی فعال جنبش زنان و عضو انجمن روزنامه نگاران زن ايران پس از 22 روز بازداشت با قرار وثيقه ده ميليون تومانی بطور موقت از زندان آزادشد. نامبرده در زندان به اتهام اهانت به رئيس جمهور ، اخلال در نظم عمومی و تحريک اذهان عمومی عليه جمهوری اسلامی مورد بازجويی قرار گرفته و تا مشخص شدن نتيجه محاکمه ممنوع الخروج می باشد. وی در دهه شصت به مدت 4 سال در زندان بسر برده است. (کانون زنان ايرانی 24/6/86)
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 6:40 توسط شهناز غلامی
|
روز نوشتها و گزارشات یک روزنامه نگار
شهناز غلامی فعال جنبش زنان و عضو انجمن روزنامه نگاران زن ایران پس از 22 روز بازداشت با قرار وثیقه ده میلیون تومانی بطور موقت از زندان آزادشد. نامبرده در زندان به اتهام اهانت به رئیس جمهور ، اخلال در نظم عمومی و تحریک اذهان عمومی علیه جمهوری اسلامی مورد بازجویی قرار گرفته و تا مشخص شدن نتیجه محاکمه ممنوع الخروج می باشد. وی در دهه شصت به مدت 4 سال در زندان بسر برده است.(کانون زنان ایرانی 24/6/86)
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 6:28 توسط شهناز غلامی
|
وزارت امور خارجه آمریکا
۰۶ مارچ 2009
گزارش وزارت امور خارجۀ ايالات متحده درباره وضعیت حقوق بشر
در ایران در سال 2008
آغاز متن
جمهوری اسلامی ایران، با جمعیتی در حدود 70 میلیون نفر، جمهوری دین سالار و مبتنی بر قانون اساسی است که در آن، ساختار های اصلی قدرت در دست روحانیت شیعه قرار دارند. مشروعیت حکومت بر ارکان دوگانه حاکمیت مردمی – هرچند محدود – و حکومت رهبری انقلاب استوار است. رهبر فعلی انقلاب، آیت الله سید علی خامنه ای، نه از طریق انتخابات مستقیم بلکه در سال 1989 توسط مجلس خبرگان، نهاد منتخبی متشکل از روحانیون ارشد، انتخاب شد. قوای سه گانه مقننه، مجریه و قضائیه تحت فرمان آیت الله خامنه ای قرار داشتند. نیروهای مسلح بصورت مستقیم و نیروهای امنیتی داخلی، قوه قضائیه و دیگر نهادهای کلیدی بصورت غیر مستقیم زیر فرمان او بودند. شاخه مقننه متشکل از مجلس شورای اسلامی، دارای 290 کرسی است و با رای همگانی انتخاب می شود. شورای نگهبان، متشکل از 12 عضو غیرمنتخب، کلیه مصوبات مجلس را به منظور انطباق با موازین اسلامی و اصول قانون اساسی بررسی و صلاحیت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و مجلس را تعیین می کرد. در سال 2005، محمود احمدی نژاد، محافظه کار افراطی، در انتخاباتی که به تشخیص اغلب جامعه بین المللی نه آزاد و نه منصفانه بود به مقام ریاست جمهوری رسید. نیروهای امنیتی تحت کنترل کامل مقامات کشوری قرار نداشتند.
....
شرایط زندان ها و بازداشتگاه ها
شرایط زندان ها نامطلوب بود. حبس انفرادی و محرومیت از غذای کافی یا مراقبت پزشکی در بسیاری از موارد برای اعتراف گرفتن از زندانی به کار گرفته شد. جمعیت بیش از ظرفیت زندان ها مشکلی اساسی بود. در ماه سپتامبر، مرکز بین المللی تحقیقات زندان ها در انگلستان گزارش داد که بیش از 150,000 نفر در زندان هایی نگه داری می شوند که برای حداکثر 65,000 نفر طراحی شده اند. زندانی های بسیاری مدعی بودند که مقامات آنها را برای مدت های طولانی در سرمای شدید نگه داشته اند.
برخی از زندان های کشور، از جمله زندان اوین، به عنوان محل شکنجه بی رحمانه و دراز مدت مخالفان حکومت شهرت دارند. زندان ها و بازداشتگاه های "غیر رسمی" پنهانی نیز خارج از نظام ملی زندان ها وجود دارند که مواردی از سوء رفتار در آنها گزارش شده است.
بنابر گزارش فعالان طرفدار حقوق بشر و مطبوعات بین المللی، برخی از زندانیان سیاسی در بند مجرمین خشن نگهداری شدند. در ماه دسامبر، شهناز غلامی، روزنامه نگاری که به جرم "اقدام علیه امنیت" در حبس بود، در اعتراض به نگهداری شدن در بند قاتلان و فروشندگان مواد مخدر دست به اعتصاب غذا زد. بزهکاران زیر سن قانونی نیز بنابر گزارش ها با مجرمین بزرگسال نگهداری می شدند. متهمانی که منتظر محاکمه بودند نیز گاهگاه با محکومین نیز در یک جا به سر می بردند
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 6:21 توسط شهناز غلامی
|
| |
قادين دونياسينا يئني بير فلسفي باخيش
اؤز رفتار لاريميزين سببلري نين آرخاسيندا ، شبهه سيز كي گيزلي سببلرده واردير ، اونلاري آشكار ائتمك ايسته ميريك . بئله بير سببلرين آرخاسيندا داها گيزلي سببلرده وارديرلاركي حتي اؤزوموزده اونلاري تانيميريق . سويداش خالقلار، سويداشليق روحلاريني پلانلاشديران گيزلي جزئياتا مالك اولدوقلار ينا گؤره بيري بيرلرينه بنزه ييرلر ، آنجاق آشكار ذاتلار ينين عكسينه اولاراق كي اونلارين تربيه و اؤزه لليكله ارثي خصوصيتلرين حاصلي دير ، اونلاري بيري بيريندن فرقلنديرير.
دونيا خالقلارينين ياريسيندان چوخونو تشكيل ائدن قادينلار ، گيزلي و آشكار خصوصيتلره ماليك اولاراق ، اونلارين جنسي ذاتي اؤزلكلري نه اينكي تماميله كيشي لردن ، يعني ائركك لردن باشقادير بلكه اونلارين سويداشليق روحي و ميللي و اؤزه ل ليكلري ده تماميله باشقا دير. نه اينكي بو اؤزه ل ليكلر علمي جهت دن آراشديريلماميشدير ،بلكه عموميت له قادين دونياسي ، دونيا عاليملري نين طرفيندن تماميله كشف اولو نمامیشدیر.
قادين دونياسي چوخ اينجه اولماقلا ياناشي ، اولدوقجا مركٌب دير . بئله بير اينجه ليكلره و مركب ليكلره ماليك اولان قادينين هئچ اؤزوده ، بو خصوصيتلره ماليك اولار كن ، هله ده اونلاري تانيماميشلار . قادين دونياسينين هله ده كفايت قده ر كشف اولونماماسي ، اونلاري ايكينجي درجه لي بير انسان كيمي قيمتلنمه سينه گتيريب چيخارميشدير .
قادينين جسمي نين اينجه اولماسي و اونون بئني نين اركك لره نسبتاً كيچيك حجمده يارانماسي ، هئچده اونلاري باشقا انسان لارا گؤره قابليت سيز اولماغا دلالت ائده بيلمز. قادينين پيسكولوژي خصوصيتلري او قده ر يوكسك دير كي ، هله ده كيمسه اونلارين دونيانين اداره ائتمه قابليتيني درك ائتمه يي باشارماق ايسته مه ميشدير . بوتون انسانلاريني بطنينده بؤيودوب دوغان و سونرا اونلاري تربيه ائدن قادين ، دونياني بئشيگه قوياركن اونوترپتمه يه ده قابليتي اولا بيلر؟!
آمما تأسفلر اولسون كي اوزاي لارا يول آچان انسان ،قادين دونياسيني حقيقي معنادا كشف ائده بيلمه ميشدير.منجه قادیني تانيمايان دونيا هله ده بير مدني دونيا دئيلدير.قادينا شهوت آلتي كيمي باخان انسانلار ، هله ده انسان خلقتينده قادينين هانسي سويده اولماسيني آنلاماميشلار.
بلكه دئمك اولار انسانلارين بويوك بدبخت ليكلرينين اساس سببلرينين چوخ اؤنملي سي قادين دونياسيني و قادين قابليتينين تانيماماسيدير.
قادينين گوزلليگي نين و اينجه ليگي نين آرخاسيندا چوخ جدٌي قابليت گيزلنميشدير كي اونو اهميت سيزسايماق سببلري ، اونون نه درجه ده اهميتلي اولدوغونو بير دفينه كيمي مدنيت سيزليك خرابه لري نين آلتيندا باسديرميشدير .
دونيا تاريخي ، انسان حياتيندا قادين باشچي ليغنا شاهد اولموشدور . آمما تأسفلر اولسون كي قادين باشچي ليغي نين تاريخي – علمي جهتدن آراشديريلماميشدير .آنجاق بونو هئچ زامان دانماق اولماز كي ، انسان جياتينا باشچيليق ائدن اركك لرين دونياسي ، نه قده ر ، آجيناجاقلي ، قانلي – قادالي و مدنيت سيز اداره اولونموشدور . دونيا تاريخينده هله بير قادينين فيلسوف اولماسي آشكار اولماسادا ، قادين عالمي اؤزو بير فلسفه دير .
قادين دونياسي خلقتين گيزلي و مركٌب بير مسئله سي اولدوغوندان ،هله ده تانيميش فلسفه لرينده قادين حاقيندا معين بير قرار اورتايا چيخماميشدير . اونا گؤره ده قادين عالمي فلسفي جهتدن آراشديريلمالي دير . نه زامانا قده ر كي قادين دونياسي نين فلسفه سي آيدين اولماميشدير ، قادين مسئله سي علمي جهتدن حل اولونماياجاقدير . قادين دونياسي حيات فلسفه سينده او قده ر سرٌلي دير كي ، حتي قادينين اؤزوده اونو آچيقلاماغا قادير اولا بيلمه ميشدير. بونا گؤره دونيا عاليملري قادين دنياسينا يئني بير فلسفي آچي دان باخمالي دير لار .آمما قادين فلسفه سي او قده ر مركب دير كي ، قادينا ايكينجي در جه لي بير اينسان كيمي باخيلان مدنيت سيز دونيادا ، قاديندان باشقا ، هئچ بير ار كه كه اعتبار قايل اولماق اولماز بونا گؤره من گونئي آذربايجان ميللتي نين بير قاديني اولاراق . دونيا تاريخينده بيرينجي دفعه اولاراق دونيانين بوتون قادينلاريني ، بير ليگه دعوت ائده رك يئني بير قادين دونياسيني ياراتماغا دعوت ائديره م سيز قادينلاري امين ائديره م كي هر قاديندا يئني بير قادين دونياسي ياراتماغا قابليت واردير.
تجربه گؤسترميشديركي ، نه اولوسلار آراسي و نه ده انسان حقوقلاريني مدافعه ائدن تشكيلات لاری ، بو گونه دك نه تك قادين حاقلاريني بلكه هئچ بير انسانين حقوقوندان مدافعه ائده بيلميشلر . بئله تشكيلاتلاري ائركك لر يالنيز اؤز قوردوقلاري حاكميتلرين قوروماق مقصدي ايله قوروموشلار و هئچده قادينلارين آنلايشينا دخلي يوخدور .
قادينلار گؤزه ل و عدالتي و صلح دونياسی ياراتماق قابليتينده مالك دير لر .قادينلارين دوغان خصوصيتلرينده هله ده كشف اولماميش گؤزه ل دونيانين يارانماسينا درين فلسفي دوشونجه لر واردير . بيز قادينلار بيرينجي آتديم اولاراق ، اركك لرين قادينلارا حاكم ائدن قانونلاري پوزمالييق .
بيز فيمينيست فلسفه سيني اولدوقجا تبليغ ائده رك نئوفیمینیست فلسفه سي نين يارانماسينا دوغرو محكم آتديم آتمالييق .دونيا قادينلاري، بيرله شين ، دونيا قادينلاري ! محكم آتديم لار لا ايره لي ، غلبه لي گله جك بيزيم دير . بيز کال كلمه لرده ، يالان قانونلاردا ، ديل سيز – آغيزسيز كتابلاردا و ژورنال لاردا ، قوندارما اجلاس لاردا ياشاماماليق .
بيز يالان تعريف لره و آلقيشلارا آلدانماماليق . بيز آزاد بير قادين كيمي ياشاماغا لايق اينسانيق .
بيز آزاد عملي بير حياتدا گؤزه ل ياشاماغي بوتون اينسان لارا اثبات ئتمه لييك، بيز خلقتدن بو گونه دك بوتون اینسانلارين برابر سيز ليگينه سون قويماغي اثبات ائده جه ييك بو سؤز لر خيال عالمي نين و عملي اولمايان قورو و بوش تئوري سي دئييل دير .
بيز قادينلار خلقتدن بو گونه دك آغير استثمار آلتيندا ياشاميشيق ، بيز مينلر ايل بوندان اوٌل دين و مذهب قانونلارينين آغير تضيقلري آلتيندا تاپدانميشيق .هئچ بير ايدئولوژونون گويا دموكراتيك قانونلاري، قادينلارين طبيعي حقوقونو تأمين ائده بيلمه ميشدير .
تاريخيين اوچونجو مين ايلليگي دونيا قادينلارينين دوغان دوراني اولماليدير چونكو قادينلار قابليتلريني و باجاريقلاريني بوتون سا حه لرده اثبات اتميشلر. دونيانين اتننيك لابراتوارلاريندا، چوخدان بري سينا قدان چيخاراق اثبات اولونموشدور .گلين بو لحظه دن بري اوز قابليتميزين اساسيندا يئني بير دونيا ياراتماق تمليني قوياق.
ياشاسين دونيا قادينلاري .
ياشاسين قادين قابليتينه حؤرمت بسله ين بوتون انسانلار
شهناز غلامي
عضو انجمن روزنامه نگاران زنان ايران (رزا )
azarwomen@yahoo.com
shahnaz.gholami@yahoo.com
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 6:7 توسط شهناز غلامی
|
روشنگری
در ايران فعالان زنان که سايتهای اينترنتی دارند، سرکوب دولتی را تجربه ميکنند. زنان وبلاگ نويس به طور مداوم دستگير ميشوند. شهناز غلامی يکی از آنهاست که بارها بازداشت شده است. وی عضو گروهی از زنان خبرنگار است که در سال 2005 جمع آوری امضای طوماری را برای لغو قوانين زن ستيز آغاز کردند. اين کمپين تقريبا به حرکتی تودهای تبديل شده و اخيرا جايزهی سيمون دوبوآر سال 2009 را به خود اختصاص داده است. چندی قبل، به دلايلی که تاکنون ناروشن مانده، رکسانا صابری ژورناليست ايرانی- آمريکايی دستگير شده است.
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 5:51 توسط شهناز غلامی
|
اطلاعات نت
بیانیه ۵۰۰ فعال مدنی، سیاسی، دانشجویی و زنان در اعتراض به بازداشت گسترده فعالین مدنی ترک
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 5:45 توسط شهناز غلامی
|
کانون عدالت گستر آل یاسین
امروز این زنان جمعی از قربانیان سرکوبهای القاعده فرهنگی ایران مشهور به دایره مذاهب اطلاعات هستند:
· زهرا کاظمی (خبرنگار)
· زهرا بنی یعقوب (پزشک)
· پروانه فروهر
· هاله اسفندیاری
· رکسانا صابری (خبرنگار)
· وکلا: شیرین عبادی، نسرين ستوده و ...
· زنان جمعیت ال یاسین (پیروان پیمان فتاحی معروف به استاد ایلیا): نازی حسامی (ناشر و نویسنده)، میترا حاجی نجفی (ناشر) و شباب حسامی (ناشر، نویسنده و محقق)
· فعالان جنبش زنان از جمله عالیه اقدام دوست، زینب بایزیدی، روناک صفازاده، شهناز غلامی، محبوبه کرمی، دلارام علی، منصوره شجاعی، طلعت تقی نیا، احترام شادفر، .نسيم سرابندی زاده، فاطمه دهدشتی، پروين اردلان، مريم حسين خواه، ناهيد کشاورز و جلوه جواهری، خديجه مقدم، نسيم خسروی و رها عسگری زاده، هانا عبدی، ... و عشاء مومنی، سوسن رازانی و شيوا خيرآبادی دوفعال زن کارگری
· دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب: سانازاللهياري، نسيم روشنايي، مريم شيخ و سایر فعالین دانشجوئی: بهاره هدایت، شبنم مددزاده، دانشجوی مورد تعرض دانشگاه زنجان و ...
· خانم زهره شريفي، زهرا عبدالله وند، مریم قاسمی، نرگس غفارزاده و مریم عظیمی از هواداران آيت الله بروجردي
· زنان مسیحی
در کنار این فعالان ، همسران و مادران زندانیان و اعدام شدگان نیز به نحوی دیگر تحت ظلم و تعدی قرار دارند. از جمله:
· همسر امیرحسین حشمت ساران، همسر یعقوب مهرنهاد، همسر دکتر حسام فیروزی، همسر و مادر منصور اسانلو و همسران اعضای بازداشت شده هیئت مدیره سندیکای کارگران، همسر محمد صدیق کبودوند، همسر ایت ا... کاظمینی بروجردی، همسران دروایش گنابادی، همسر پیمان فتاحی (شباب حسامی)
· مادران زهرا بنی یعقوب، مادر ابراهیم لطف اللهی، مادر بهروز جاوید تهرانی، مادر امیدرضا میرصیافی، مادران دانشجویان در بند از جمله عباس حکيم زاده، احمد قصابان، مهدی مشايخی و نريمان مصطفوی، محمد پور عبدالله، مادر نازی حسامی و مادر مرتضی رسولیان، مادر فرزاد کمانگر، مادر برادران علائی و رکسانا صابری ...
ما آنان را قهرمانان آزادی می دانیم و به نمایندگی از زنان آزادیخواه ایران این اقدامات را به شدت محکوم می کنیم. از شما می خواهیم تا با امضای این بیانیه حمایت خود را از این حرکت بین المللی بر ضد "طالبان فرهنگی ایران" اعلام نمایید و ما را به هر نحو ممکن در شکستن زنجیرها از پای آزادی زنان ایران یاری دهید.
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 5:34 توسط شهناز غلامی
|
پايگاه خبري حقوق انسانی و اولیه بشر يک پايگاه خبري مستقل بوده و در انتشار اخبار نيز با وسواس و دقت کامل بعد از اطمينان از صحت اخبار اقدام به انتشار آن مينمايد،اخيرا برخي از افراد،مانند اقاي پاکمهر از چند روز گذشته با تهديد وارعاب مذبوحانه تلاش دارند تا خبر مربوط به خروج وي را از وبلاگ حذف نماييم،که براي ما چنين امري امکان پذير نيست.بنا بر گزارشات موثق پيمان پاکمهر بعد ازيازده روز اقامت در ترکيه و مشاهده موانع و مشکلات فراوان در پروسه پناهندگي از تقاضاي خود انصراف و به ايران بر گشته است.
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 5:26 توسط شهناز غلامی
|
بی . بی سی
شهناز غلامی، نویسنده وبلاگ "آذر زن" نيز 19 آبان ماه بازداشت و 69 روز در بازداشت بود و سپس با وثيقه 200 ميلیون تومانی آزاد شد.
وی قبل از بازداشت نیز در سوم مهرماه به اتهام "تبلیغ علیه نظام" از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان محکوم شده بود.
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 5:18 توسط شهناز غلامی
|
بای بک
مراسم يادبود فاجعه خوجالي در آذربايجان جنوبی و يک پرسش استراتژيک - شهناز غلامي
بای بک، آذربایجان | آننا, ۱۰-ي بوز آی , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۹:۵۶ | فارسجا, مقاله
 |
. |
اما نکته قابل تامل در اين مورد حمايت نظامي و پشتيباني مالي بيدريغ حاکميت اسلامي از داشناک هاي ارامنه مي باشد، بطوريکه امروز در قره باغ بعد از شانزده سال اشغال و تجاوز و قتل عام مردم بيگناه آن منطقه و نيز آواره و بي خانمان شدن ساکنان قره باغ ، حضور نيروهاي سپاه پاسداران وابسته به حاکميت اسلامي ،اکراد ، نيروهاي نظامي روسي و متجاوزان ارامنه بيشتر از خود مردم قره باغ به طرزي سلطه جويانه و دخالت گرايانه خود را نشان مي دهد.
حاکميت اسلامي در ايران که پايه هاي ، سلطه خود کامگي واستبداد خود را بر شالوده ايدئولوژي ديني معرفي مي کند و مدعي است ... |
+
نوشته شده در دوشنبه 12 بهمن1388ساعت 8:56 توسط شهناز غلامی
|
زنان سرپرست خانوار و چالش هاي پيش رو (*)
شهناز غلامی
در حال حاضر بنا به اظهار نظررسمي نهادهاي دولتي و وابسته به حاكميت اسلامي ايران حدود یك میلیون و 500 هزار زن سرپرست خانوار دركشور وجود دارندكه عليرغم گسترش روزافزون فقر و عدم بهره مندي از امكانات رفاهي و معيشتي عهده دار زندگي خود و اعضاء خانواده شان هستند.
براساس آمارهاي ارائه شده از سوي وزارت رفاه و تأمين اجتماعي حدود 8 % جمعيت ايران زير خط فقر مطلق و هفت ميليون نفر زيرخط فقر هستند.معاون سابق اجتماعي سازمان بهزيستي نيز وضعيت اقتصادي (5/1 ميليون زن سرپرست خانوار در كشور را بحراني اعلام كرده بود و با بيان اينكه اين زنان شش ميليون نفر را دركشور تحت پوشش دارند.گفته بود كه 30 % اين افراد به طور جدي نيازمندحمايتهاي اقتصادي و عاطفي مي باشند.
اين درحالي است كه آمار و ارقام غير رسمي و نيز واقعيت هاي تلخ و گزنده زندگي از ارقام بزرگتري حكايت دارند، با توجه به درصد بالاي تورم و بالارفتن قيمت كالاها و هزينههاي زندگي حتي بسياري از خانوادههايي كه داراي سرپرست ميباشند نيز با وجود چند شغله بودن قادر به تامين نيازهاي زندگي خود نمي باشند، وضعيت زنان سرپرست خانوار را بهتر مي توان ترسيم كرد
اين در وضعيتي است كه زنان سرپرست خانواري كه با آنها مصاحبه انجام شده است بدون استثناء اكثر شان اظهار ميدارند در وضعيتي تحت پوشش سازمان هاي دولتي قرار گرفته اند كه در آن مراكز علاوه بر رفتار هاي تحقير آميزي كه به منظور توهين به عزت نفس آنها صورت مي گيرد.
سکولاریسم نو
+
نوشته شده در دوشنبه 12 بهمن1388ساعت 8:45 توسط شهناز غلامی
|