این دستگاه شکنجه و ماشین سرکوب این «آشوویتس نوین»؛ دستاورد سه دهه حاکمیت فاشیسم مذهبی در ایران می باشد.این رژیم 60 سال بعد از شکست فاشیسم و نازیسم و تبدیل شدن اردوگاه جنایت جنگی “آشوویتس” هیتلری به موزه ای برای عبرت گرفتن از تاریخ ، در هزاره سوم میلادی فاشیسم مذهبی در ایران ی تحت سلطه ، بدون اینکه بخواهد گذشته را چراغ راه آینده سازد بر آن است تا " آشوویتس" را در همه مناطق کشور از نو بازسازی کند.
باید توجه داشت که امروز در وضعیت بحرانی ایجاد شده بویژه بعد از طرح کودتا انتخاباتی و افزایش روز افزون سرکوب ها و کشتارهای خیابانی، دستگیری ها ، محاکمات و اعترافات فله ای،و نیز گروگان گیری فعالین سیاسی ، مزدوران و جیره خوارگان رژیم فاشیسم مذهبی در ایران بیش از هر زمان دیگری خود را مجهز به دستگاه سرکوب و کشتار و شکنجه مخالفان سیاسی در تمامی مناطق کشور کرده و خواهد کرد.
بدیهی است "زندان کهریزک" تنها یک نمونه از هزاران نمونه شکنجه گاه هایی است که در آنجا زندانیان سیاسی و غیر سیاسی مورد صدمات غیر قابل بازگشت قرار گرفته و می گیرند. اکنون بسیاری از رسانههای و نیز سایتهای اینترنتی با ارائه اطلاعات و تحلیلهایی که در این زمینه انجام می دهند بر این نظر هستند که دیگر بازداشتگاه ها نیز وضعیت مشابه ای با کهریزک دارند.
این موضوع برای همه فعالان سیاسی در مناطق مختلف ایران مسلم است که در همه مناطق کشور ایران مکان هایی با عناوین مختلف وجود دارند که در آنجا فعالان سیاسی سابقا مورد شکنجه قرار گرفته و در آینده نیز با توجه به فضای پلیسی و امنیتی فعلی به احتمال بسیار زیاد ممکن است که دوباره خود و یا دوستان مبارز و همفکر آنان زندانی و مورد انواع شکنجه های فیزیکی و روانی قرار بگیرند.
بنابراین باید فعالان سیاسی علاوه بر مطرح کردن اعتراضات خود در سطوح مختلف و تاثیر گذار نسبت به موضوع شکنجه و کشتار زندانیان در زندان کهریزک ،لازم تا است ،تا همه فعالان سیاسی در مناطق مختلف کشور محل هایی چون اداره های اطلاعات ، مرکز سپاه پاسداران ، نیروی انتظامی ،مکان هایی موسوم به اماکن ، اداره آگاهی و سایر مراکز نگهداری از بازداشت شدگان را شناسایی نموده و نیز از طریق رسانه های مختلف اعلام نمایند تا بلکه با افشاگری های موثر و به موقع بتوانند به نوبه خود همه در عقیم نگه داشتن سرکوب و شکنجه هایی وحشیانه نقشی تاثیر گذار ایجاد نمایند. ...
در وضعیت حاضر ما فعالین مدنی،ملی و حقوق بشر در سراسر کشور نسبت به سلامت جان و روان دستگیر شدگان قیام مردم ایران که در شکنجه گاه ها بسر می برند، هشدار جدی می دهیم. و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل برای پایان دادن به کشتار معترضان سیاسی و نیز مردم عادی که عوامل رژیم مسبب اصلی آن می باشند ،خواستار ارسال یک هیئت تحقیق بین المللی برای تحقیق و بررسی از وضعیت و شرایط دستگیر شدگان و نیز بازدید از شکنجه گاه ها و شناسایی آمرین و عاملین این جنایت ها به ایران هستیم.
ما فعالان حقوق بشر با توجه به اوضاع وحشتبار حقوق بشر در ايران خواستار محكوميت شديد اين جنايت ها و ارجاع پرونده نقض وحشيانه حقوق بشر در ايران، به شوراي امنيت ملل متحد براي اقدامات فوري لازم الاجرا هستیم. به اعتقاد ما نمیتوان در قبال چنین جنایت های هولناکی بیتفاوت ماند. اقدام ویژه در این خصوص نه فقط دفاع ضروری از حقوق انسانی زندانیان و به خصوص زندانیان سیاسی و زنان زندانی در ایران، بلکه دفاع ازشرف و هویت انسانی و اصول حقوقبشر و یک ضرورت اخلاقی و مسئولیت بینالمللى است.
ما یک بار دیگر برضرورت ارجاع پرونده نقض حقوقبشر توسط رژیم به شورای امنیت ملل متحد و اتخاذ اقدام هاى لازم و الاجرای بینالمللى براى متوقف کردن توحش غیرقابل تحمل فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، تأکید می نماییم .

امروز بعد از گذر سه دهه خدمت و مزدوری نسبت به رژیم فاشیستی و شوونیست حاکم در ا یران ، نقشی که میر حسین موسوی و طرفدارانش - اعم از شورای ملی -مذهبی ها ، جبهه ملی ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ،حزب زنان انقلاب اسلامی،کارگزاران سازندگی ،نهضت به اصطلاح آزادی ، جنبش مسلمانان مبارز ، جبهه مشارکت اسلامی ، حزب اعتماد ملی و در کل؛ دومی خردادی های دیروزی و جنبش سبز ی های امروزی - برای ماندگاری رژیم مافیایی تا سرا پا در منجلاب فساد و تباهی غرق ، ایفاء کرده اند و می کنند ،در خور تامل است.
آنان بنا به منافع مشترکی که به منظور چپاول و غارت عمومی با هم دارند. همه در یک تصمیم اهریمنی و ضد مردمی بر آن شده اند تا با هر ابزار نامشروعی که هست، تمامیت رژیم ور شکسته و در آستانه سقوط را - تنها با تعویض احمدی نژاد که در واقع همچون خود آنها از نیروهای داخل حاکمیت و خودی محسوب می شود و صرفا با جناح دیگر از حاکمیت مافیای اسلامی؛ اختلافات درون گروهی دارد.- حفظ کنند. چنانکه این مسئله در بیانیه هایی که از سوی دفتر آقای میر حسین موسوی صادر شده است به روشنی دیده می شود.

درک چنین حقایق به غایت تلخی، با چنین فاکتور های قابل لمسی از ماهیت تمامیت خواهانه و ضد بشری رژیم ضد زن در ایران باعث می شود تا ما زنان با آگاهی به عمل جمعی و قدرت تاثبر گذار همبستگی به عنوان فعالان این جنبش همچون دیگر جنبش های مطالیه محور و سرتا سری با یک چرخش رادیکال، خواهان اضمحلال حاکمیت مستبدان مذهبی باشیم.
جنبش زنان با حضور مستقل در راهپیمایی های اعتراض آمیز و نیز با ارائه تحلیل و تدوین این موضوعات و نیز با توده ای کردن جنبش لازم است تا با استفاده از حرکت متحد و یک شکل زنان به عنوان مولفه ای تاثیر گذار در ایجاد فضاهای تازه نقشی اساسی داشته باشد.
در طی سه دهه گذشته اکثر زنان به علت عدم دارا بودن مطالبات جنسیتی معین نتوانسته اند تا دگرگونی اساسی و مشخصی در رفع وضعیت پدر سالارانه کنونی بوجود آورند.که این به نوبه خود نشان دهنده این موضوع می باشد که هنوز تمام اعضای جامعه زنان که در بافت های مختلف اجتماعی وجود دارند ،نتوانسته اند تا به آگاهی فمینستی لازم دست یابند.