
بدون شک تجاوز جنسی در زندانهای ايران موضوعی قطعی است، آنچه امروز تحت عنوان تجاوز و یا تعرض جنسی عنوان می شود واقعیتی تلخ و دردناک می باشد که حدود سه دهه است که در سایه بربریت رژیم ضد بشری اسلامی اتقاق میافتد زندان های کهریزک ،اوین ، گوهر دشت ، قزل حصار و نیز زندان های مناطق آذربایجان ، کردستان و تمام زندان های دیگر ایران چه در گذشته و چه اکنون شاهد تجاوز به زنان و مردان زندانی بوده و می باشد و افکار عمومی در برخی از خاطرات زندانیان آزاد شده در 3 دهه گذشته از آن آگاه هستند.
این سوال که امروز از سوی رسانه ها و نهادهای حقوق بشری و فعالان سیاسی و حتی مردم عادی در رابطه با صحت یا عدم صحت موضوع تجاوز جنسی به زندانیها در زندانهای رژیم در سطحی گسترده مطرح شده است ، نشان دهنده عمق این جراحت مزمن و چرکین است. که باعث ایجاد فضای عفونی در جامعه شده است . امروز بعد از گذر پر درد سال های پر از اختناق و سرکوب که این موضوع به عنوان یک تابو مطرح می شد. با توجه به سیر تزایدی دستگیری ها و روند به رشد آمار کسانی که در زندان ها و بازداشتگاه ها مورد انواع شکنجه ها ی بدنی ، روحی و جنسی قرار گرفته اند و می گیرند، باعث شده است تا موضوع تجاوز جنسی به زندانیان مورد توجه و اعتراض توده مردمی قرار گیرد.
تجاوز جنسی نسبت به زنان
امروز زنانی که خواهان ایجاد تغییرات بنیادی در وضعیت توهین آمیز کنونی هستند و به همین دلیل ساده و مبرهن نیز وارد حوزه عمومی شده اند و با آگاهی جنسیتی و نیز با سایر مطالبات دموکراتیک وارد جریانات سیاسی می شوند. این زنان و دختران جوان به جرم برابری طلبی و آزادیخواهی زیر چنگال های کثیف لاشخوران مزدور رژیم ضد انسانی مورد شکنجه های جسمی و روحی و نیز از همه فاجعه انگیزتر تحت تجاوز جنسی فردی و یا حتی گروهی قرار می گیرند.
به طوری که می توان با قاطعیت اعلام داشت که رژیم فاشیست اسلامی در ایران در زمینه گسترش و تعمیق فرهنگ جنسيتي سرکوبگرانه سنگ تمام گذاشته است. این رژیم خودکامه با انحصار ثروت ، قدرت و نیز با بستر سازی هدایت شده ، حیطه های مختلف فرهنگی و مدیاهای کنترل شده اش بر آن شده است تا فرهنگ پدر سالارانه و قیم مآبانه اش را در مورد زنان اشاعه دهد و بدین وسیله تکمیل کننده سناریوی فرو دستی و نابرابری علیه زنان جامعه باشد.
رزیم در مقابله با این گونه رفتارهای اعتراضی سعی می کند تا با کینه اهریمنی و نفرت بی پایان خود ازمعترضان سیاسی با شکنجه های روحی و جسمی و تفکر تجاوز جنسی ، قوانین متحجرانه اسلامی را بر آنان تحمیل کند.استفاده از چنین ابزاری برای سرکوب زنان و برجسته کردن نمادهای تبعیض آمیز ، منعکس کننده مناسبات حاکم بر زنان در طول عمر ننگین این رژیم فاشیستی بوده و است .
کلیه قوانین و به اصطلاح نظام حقوقی این رژیم در طی سی سال گذشته براساس نگرش جنسیتی و به طرزی نابرابرانه تصویب شده است در چنین وضعیت نابرابری زنان به عنوان کالای بی ارزش و فاقد ماهیت انسانی شمرده می شوند که گویی تنها برای ارائه خدمات جنسی به مردان ، پا به این هستی پر رمز و راز گذاشته اند.
وجود قوانینی چون حجاب، سنگسار ، تعدد زوجات ، متعه ، دیه ، سن تکلیف، عدم حق طلاق ،حضانت از فرزندان پسر و دختر ، حق ارث ، و موضوع نابرابرانه تفکیک جنسیتی در مراکز آموزشی همچون مدارس و دانشگاه ها و نیز عدم رعایت حق اشتغال و غیره همه وهمه نشان دهنده این موضوع می باشد که جوهر همه این قوانین از فرهنگ و نگرشی حکایت می کند که زن را به مثابه شئی جنسی و شهروند درجه دو در نظر گرفته است و می گیرد.
شکنجه گران همه از عناصر و مهره های فاقد احساسات و عواطف ابتدایی انسانی هستند که به مثابه ابزاری بی اراده و فاقد شعور بشری در دست گروهی روحانیون قشری و دگم قرار گرفته اند. این شکنجه گران تحت عنوان پاسدار و بسیج و بازجو در زندان ها به زنان محروم و فاقد هرگونه قدرت دفاعی تعرض جنسی می کنند.
علی رغم آنکه در دههی اول حاکمیت سلطه نیز به ظاهر فضای انقلابی وجود داشت اما بنا به وجود دلایل و شواهد متقن و مستندات دیگر موضوع تجاوز جنسی تحت عناوین مختلفی در زندان های رژیم خودکامه مذهبی وجود داشت. و این بیماری رفته رفته با بالاتر رفتن فساد درهمه جوانب و زوایای رژیم از شدت بیشتری برخوردار گردیده است.
در بسیاری از موارد دست اندرکاران رژیم در نهایت نیرنگ و فرومایگی بر آن شدند تا به موضوع تجاوز جنسی به زندانیان ، جنبه شرعی و به اصطلاح قانونی بدهند،بویژه در دهه 60 شکنجه گران و متجاوزان جنسی به دختران نوجوانی که در زندان بودند و بنا بود تا روز بعدش اعدام شوند با استناد به این روایت که گفته شده است زنان باکره به بهشت می روند. برای انجام امر صوابی چون به بهشت نفرستادن این دخترانی که جزئ نیرو های مبارز و انقلابی بودند و تعداد کثیری از آنها در گروه ها و احزاب سیاسی عضویت داشتند. این افراد از سوی شکنجه گران زندان ها با انجام یک عقد و صیغه موقت مورد تعرض جنسی قرار می گرفتند.و اینگونه بود که شکنجه گران و دژخیمان رژیم بر مبنای چنین ایدئولوژی شرعی خود را مجاز می دیدند که به چنین اعمال زبونانه ای دست بزند. تجاوز به زنان زندانی سیاسی یک شیوه معمول در دوران حاکیمت سیاه ارتجاع محسوب میشود این موضوع از ابتدای موجودبت منحوس رژیم وجود داشته و دارد.
چنانکه گالیندوپل، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل که برای رسیدگی به موارد نقض حقوق بشر در ایران تعیین شده بود، در گزارش خود تایید کرد: "زنان باکره محکوم به مرگ، اجبارا به نکاح یک مرد در می آیند و قبل از اجرای حکم اعدام از آنها ازاله بکارت می شود. در این رابطه نماینده ویژه مایل است تاکید کند که گزارشگر ویژه کمیسیون ، تجاوز را نوعی شکنجه محسوب می کند."
با این همه، قدر مسلم می دانیم که در زندانهای سیاسی دهه 60، مساله تجاوز به زنان، به اندازه ای رایج بوده است که آقای منتظری، قائم مقام رهبری وقت، در نامه 17 مهر 65 به آقای خمینی بنویسد:
"آيا ميدانيد در بعضي زندانهاي جمهوري اسلامي دختران جوان را به زور تصرف كردند؟ آيا ميدانيد هنگام بازجوئي دختران استعمال الفاظ ركيك ناموسي رائج است ؟..."
Şahnaz Qulami