تبليغاتX
حقوق زنان حقوق بشر است - شفاف سازي پيرامون حوادث آذربايجان در خرداد ماه هزارسيصد وهشتاد و پنج

مقدمه

دراين نوشتار ابتدا حوادث تاريخ ساز و تاثيرگذاراخير آذربايجان از دريچه رسانه هاي داخلي مورد بررسي قرار گرفته است و سپس حركت مدني مردم آذربايجان در دهه اول خرداد ماه سال 1385 در سه بخش تحت عناوين:

ــ مشخصه هاي حركت مدني آذربايجان

ـــ عوامل حركت مدني آذربايجان

ـــ مطالبات حركت مدني آذربايجان

مورد تحليل قرار گرفته است.

اميد است ،‌اين نوشتار توانسته باشد ، در پشت اين فضاي سياسي غبارآلود، فضاي حقيقي و

درد آور حيات اجتماعي مردم حماسي آذربايجان را به تصوير بكشد .

اكنون روزها ست كه از واقعه اول خرداد مي گذرد. تعداد زيادي از دوستان و همفكران ما كه دوشادوش هم دردهها مراسم و برنامه مشترك شركت كرده بوديم، در خيابانها به جرم بزرگداشت بزرگان سرزمينمان همچون باقرخان ، ستارخان ، صمد بهرنگي و... كتك خورده بوديم و زنداني شده بوديم و بر فراز قلعه پر افتخار بابك ناميرا ، حماسي ترين سروده ها را فرياد كرده بوديم .

اكنون اكثريت آنان در زندان هاي مخوف حاكميت اسلامي به جرم عشق به آزادي و عدالت و تحقق مردم سالاري و هويت خواهي به اسارت گرفته شده اند .

نيروهاي امنيتي با خشونت و قساوت بي حد و مرز ، بدون داشتن احكام قانوني به خانه آنها هجوم آورده اند و به جرم براندازي و تجزيه طلبي همه را به حبس برده اند .

ما از وضيعت زندانيان و نحوه رفتار نيروهاي امنيتي با آنان كاملا بي اطلاع بود و به شدت نگران امنيت جاني تك تك زندانيان دستگير شده در مناطق ترك نشين هستيم .

خانواده هاي دستگيرشدگان از نظر رواني در وضيعت بسيار اسفناكي بسر مي برند و گويي تمامي آذربايجان به قلب تپيده مبارزه طلبي و عدالت جويي و آزاديخواهي در آمده است .

امروز مردم آذربايجان در سرتا سر ايران آمده اند تا حق خود را مطالبه كنند چرا كه حق اگر مطالبه نشود ، قابليت پرداخت ندارد .

امروز مردم آذربايجان آمده اند تا با سرمايه عظيم و عميق گنجينه هاي تاريخي، فرهنگي و اجتماعي نقشهاي بديع بيآفرينند و چونان هميشه تاريخ شگفت انگيزي و اثر بخشي نمايند، از محدوده نظريه و تئوريها يا فراتر نهاده و با مقوله عمل در حيات جمعي هم مرز گردند.

باري اكنون ملت آذربايجان با حركت هاي تازه شكل گرفته، در حال بيدار شدن از خوابهاي چندين ساله است تا آثار آن زخم ها ي كه در دوران پهلويان بر او وارد آمده بود و درزمان استقرار حاكميت اسلامي نه تنها اين زخم ها التيام نيافت بلكه رفته رفته تشديد گشت و

مي شود ، از روح و روان خود پاك كند .

در اينجا روزانه هزاران نفر، زن و مرد از جان گذشته به خيابانها مي آيند و بي هراس از هجوم و حمله و كشتار و قتل عام پاسخ همه استحاله ها و مهجور بودن از هويت تاريخي ، فرهنگي و زباني خود را فرياد مي زنند، صدها نفر زخمي و دهها نفر كشته مي شوند .

بيمارستان ها آمار دقيقي از آنان به هيچ كس ارائه نمي دهند و از سوي ديگر خود مجروح شدگان نيز براي اينكه شناسايي نشوند از رفتن به بيمارستان ها امتناع مي ورزند .

اكنون هفته هاست كه سرزمين مادري ما، با شكوه و مقاوم ، در مسير توقف ناپذيرتاريخي خود زخمي و دردمند در زير چكمه هاي نظاميان نفس مي كشد .

حركت مدني مردم آذربايجان از نگاه رسانه های داخلی

روزنامه ايران شماره 3469 روز جمعه مورخ 22/2/85 در ضميمه صفحه كودك خود

به چاپ مطلبي در قالب عباراتي نسنجيده و بي مغزاقدام نمود و در آن به فرهنگ، زبان

و شخصيت مردم ترك زبان توهين و اهانت نمود .

این عمل باعث اعتراضات گسترده در دانشگاهها ، محافل فرهنگی ومجامع عمومی گردید،

اعتراض هايي كه طي روزهاي گذشته دامنه آن به شهرها و مناطق مهم از جمله تبريز، اروميه ، اردبيل ، زنجان ونقده و ... كشيده شد و بيش از 30 نماينده مجلس خواستار استيضاح وزير ارشاد شدند وحتی يكي از نمايندگان خواستار عذرخواهي رئيس جمهور از مردم آذربايجان شد.

شركت كنندگان در اين اعتراض مدني خواستار مجازات مسئولان روزنامه ايران گرديدند . اما اين اعتراضات كاملا مدني توسط گروهي اغتشاشگر كه با هويتي ناشناخته وارد جريانات شدند و با اعمال هرج و مرج طلبانه شيشه هاي بانكها و مؤسسات دولتي را شكستند واتوبوس ها را به آتش كشيدند و به اموال دولتي خسارات زيادي وارد آوردند تا حدود زيادي از مسير اصلي مطالبات مردمي منحرف گشت.

شعارهايي كه در آن روزهاي پر التهاب توسط مردم آذربايجان داده مي شد و تا حدودي بيانگر خواسته هاي آنان ميباشد ،عبارتند از:

آذربايجان وار اولسون - ترك ديلي رسمي اولسون

(پاينده باد آذربايجان- زبان توركي رسمي شود)

ياشاسين آذربايجان ( زنده باد آذربايجان )

اؤلوم اولسون فاشيسته ( مرگ بر بر فاشيست )

هآراي ــ هآراي من توركم ( فرياد ـــ فرياد من تورك هستم)

آناديليم وار اولسون ــ دشمن لريم خواراولسون

(زبان مادري ام زنده بمانادــ دشمنانم خوار شوند)

آذربايجان اوياخدي فارسلار بيزه قونا خدي

(آذربايجان بيدار است فارسي زبانها مهمان ما هستند)

ا ؤلؤم اولسون شووينيسته (مرگ بر شووينيست)

بيز اؤلمه يه حاضيريك – بابكين ائولادييك

(ما براي مردن آماده ايم ما از نبيره بابك هستيم )

همزمان با گسترده شدن دامنه اعتراضات در داخل كشور در خارج نيز اعتراضات وسيعي عليه اين اقدام توهين آميز نسبت به ملت ترك انجام گرفت.

كه از جمله مي توان به خبري اشاره داشت كه در هفته نامه"ميثاق " يكي از نشريات وابسته به جناح راست در شماره212 تاريخ 8/3/85 چنين آورده شده است:

"طي روزهاي اخير اقدامات مشخصي در حمايت ازاين طيف به عمل آمده است. برخي نمايندگان مجلس باكو آشكارا از آشوب گران حمايت كردند در تاريخ 2/3/85 تعدادي از اعضاء احزاب ضد ايراني در باكو مقابل سفارت ايران تجمع كرده و در مقابل چشمان پليس دولت باكو پرچم ايران را آتش زدند ....به محض وقوع آشوبها سايتهاي متعدد و جديدي براي پوشش تبليغاتي ايجاد شد كه نشان مي دهد اقدامهاي آشوبگرانه در داخل و اقدامات خارجي؛ به صورت مجموعه اي هماهنگ عمل مي كنند."

در پي اعتراضات مردم استان هاي آذربايجان هيئت نظارت بر مطبوعات در پنجاه ودومين جلسه از دهمين دوره خود كه به طور فوق العاده در روز سه شنبه 2/3/85 برگزار شد با اكثريت آرا روزنامه ايران را توقيف كرد .

به گزارش ايسنا هيئت نظارت بر مطبوعات این روزنامه را به دليل انتشار مطالب تفرقه افكن و تحريك آميز و با استناد به تبصره ماده دوازده قانون مطبوعات و بر اساس بند 5 ماده 6 همان قانون توقيف و به دادگاه ارجاع كرد و همچنين "مانا نيستاني " طراح كاريكاتور و "قاسم فر"

سر دبير روزنامه " ايران جمعه" بازداشت شدند و تحريريه روزنامه ايران اين عمل سخيف را خطايي از سر غفلت و اشتباه و شايد بي مبالاتي عنوان کرد.

تحريريه روزنامه ايران دو بار در تاريخ هاي 26 و28 ارديبهشت در صفحه اول روزنامه ايران عذرخواهي هايي را چاپ كردند همچنين مسئولان اين روزنامه در اولين شماره بعدي روزنامه "ايران جمعه" يعني 29 ارديبهشت در مطلبي تحت عنوان "ما را خيال رنجش ياران نبود" بار ديگر سعي كردند عمدي نبودن اشتباه خود را تكرار كنند.

نشريه سياسي- اجتماعي" ميثاق " شماره 212 تاريخ 8/3/85 كه ديدگاههاي جناح محافظه كار

را بازتاب مي دهد.

"اعتراض گسترده مردم آذربايجان را وابسته به "جريان بيگانه گرا" عنوان كرد كه در نقاب دفاع از زبان، فرهنگ و حقوق آذريها عليه وحدت ملي وامنيت ملي و در راستاي منافع بيگانه گان عمل مي كند. به اعتقاد انها جريان تجزيه قومي از يك سو با پنهان شدن در نقاب آذربايجان تلاش ميكرد خود را بر آمده از جامعه آذري نشان دهد و از سوي ديگر با پرهيز از مخالفت سريع با نظام مي كوشيد ماهيت ضد ايراني و ضد انقلابي خود را از چشم سياستمداران ساده نگـرــ _درون حاكميت پنهان نگه دارد. اين در حالي است كه" روح الله رشيدي " در نشريه "آذر پيام" وابسته يه همان جناح شماره 164 تاريخ 8/3/85 از اينكه اقشار متدين وانقلابي نتوانسته اند رهبري اعتراضات را به عهده بگيرند و يا نمايندگان مردم تبريز و مسئولين از حضور در راهپيمايي اعتراض مردم اجتناب ورزيده اند و در نتيجه در فقدان اين گزاره ها افرادي سوار بر امواج احساسات پاك مردم شده اند ابراز تا سف كرده است.

آقاي "آقازاده" رييس كل دادگستري آذربايجان ضمن آنكه ادعا كرده است هيچ فرد متشخص ويا دانشجويي در بين دستگير شدگان نيست و همه دستگير شدگان اراذل و اوباش سابقه دارهستند .

در مصاحبه اي كه با روزنامه محلي "عصرآزادي " شماره 1241 تاريخ 11/3/85 انجام

داده است در مورد حوادث اخير اذربايجان بدون توجه به گستره عميق و وسيعش چنين گفته است:"عوامل اصلي اشوب چند روز گذشته در تبريزومرند 71 تن از پان تركيستهاــمنافقين ،ضد انقلاب و حزب مشاركت و اراذل واوباش پرونده داربودند كه 51 تن از آنها بازداشت و حكم 20 نفر ديگر كه فراري هستند صادر شده و تحت تعقيب هستند."

وي مي افزايد: "آشوب گران در روز واقعه به بيست دستگاه اتومبيل شخصي خسارت وارد و پانزده مغازه متعلق به مردم را تخريب كردند، همچنين دوربين و وسايل شخصي مردم عادي را معدوم و چند حمايت از مستمندان موسسه خيريه را تخريب يا معدوم كردند."

شيشه سي و پنج بانك شكسته و دو بانك را آتش زدند و به دو دستگاه ماشين شهرداري نيز خسارت وارد شد، اينها همان اراذل ،اوباش، مغرضين،آشوبگران و فرصت طلبان هستند.

گه اعتقادي به مردم و اموال آنان ندارند و جيره خوار دشمنان و ضد انقلاب هستند واز خارج هدايت مي شوند."

مشخصه هاي حركت مدني مردم آذربايجان

ـــ‌ از آنجايي كه خاستگاه اين اعتراض عمومي دانشگاهها و نهادهاي فرهنگي است بنابراين

مي توان آن را اعتراض مدني به شمارآورد .

ـــ‌ بر حق بودن اعتراضات علاوه بر گروههاي سياسي ــ اجتماعي فعال در كشورازطرف مسئولين سياسي و قضايي نيز مورد تأكيد قرارگرفته است.

ـــ حركت اعتراضي مردم آذربايجان يك حركت خود جوش ــ اصيل ــ مردمي است .

ـــ احياي فرهنگ اصيل خودي به عنوان اصلي ترين خواسته اعتراض كنندگان مورد درخواست قرار گرفته است .

ـــ حركت اعتراض آميز اخير حركتي عمل گرا محسوب مي شود و چنان بنظر مي رسد كه فاقد برنامه ريزي تشكيلاتي و سيستما تيك مي باشد .

در تشويق مردم براي گسترده تر شدن دامنه اعتراضات GUNAZ T.Vـــ كانال تلويزيوني

عمومي نقش مهمي را ايفا كرده و مي كند .

ـــ جنبش مدني حاضر از سوي كشورهاي تركيه و آذربايجان شمالي مورد حمايت قرار گرفته است.

ــ پايه هاي اقتصادي در حركتهاي اعتراضي ــ با توجه به اينكه اهميت و تاثيرات پايه هاي اقتصادي در بطن زندگي مردم غير قابل انكار بوده و رابطه مسستقيم با نوع تفكر و انديشه يك جامعه دارد، در حركت اخير مردم آذربايجان نيز بحران اقتصادي در اين منطقه ــ كه پس از دوره رياست جمهوري آقاي رفسنجاني از رتبه دوم اقتصادي كشور به رتبه شانزدهم سقوط كرده است ــ باعث شد مردم معترض نسبت به افرادي كه با هويت مجهول در اين اعتراضات به ساختمان بانكها كه از مراكز مهم اقتصادي دولت بشمار ميرود،حمله كردند واكنش جدي از خود نشان ندهند و اين امر موجب تخريب بيش از پيش ساختمانهاي مراكز اقتصادي دولت شد.

ـــ اين جنبش از سه جهت مورد تهديد و آسيب واقع است:

ــ گروهي كه به طرزي هيستريك و بيمارگونه برآنند تا اعتراضات مدني مردم آذربايجان را با عناوين مختلف از قبيل تجزيه طلبي، اقدام عليه امنيت ملي و ... مورد بهره برداري قرارمي دهند كه هيچ وقت و در هيچ كدام از حركتهاي مدني با تمامي دخالت ها و آشوب گريهايشان چهره مشخصي از خود نشان نداده و به صورت مبهم ولي در تمامي امور دخالت مي كنند.

ــ از سوي نيروهاي حاكميت، همچون بسيج ، گروهاي فشارو سربازان گمنام امام زمان (عج) كه با رخنه در اركان آن سعي دارند اين جنبش اعتراض آميز مردمي را براي رسيدن به مقاصد جناحي خود مورد بهره برداري قراردهند ،ولي عملكرد آنان در اعتراضات اخير در چنين موقعيت زماني كشور بيشترين نفع را براي بيگانگاني كه قصد ايجاد اختلاف و تفرقه درداخل ايران را دارند، داشت .

بطوريكه عملكرد آنان موجب نارضايتي شديد وايجاد تنفر بين ملت و نيروهاي مردمي همچون بسيج و...شد . و اين مطابق خواست بيگانگان بود، لازم به توضيح است كه عملكرد و مانورهاي آنان (بسيج) يادآور مانور "دفاع شهري " آنان در سال گذشته در سطح منطقه شمال غرب ــ كه اكثريت قريب به اتفاق آن را استانهاي ترك زبان تشكيل مي دهند ــ است.

ــ گروه هاي ضد اجتماعي و هرج و مرج طلبان و خرابكاراني كه با رفتارهاي آنارشيستي و با حضور در اعتراضات اموال دولتي همچون بانكها ، ساختمانهاي بيمه، اتوبوس ها و ... را مورد تعرض و تجاوز قرارمي دهند .

ـــ‌ اين اقدام روزنامه ايران زاييده يك تفكر آني نبوده است ، محصول رويداد تكويني است كه از يك قرن پيش نطفه آن در عصر رژيم منحوس پهلوي بسته شده بود .

با روي كارآمدن "رضا خان" و پسرش علاوه بر استبداد ملي ، پروژ يكسان سازي و نابودي هويت ملي ملل غير فارس در ايران خصوصا" بر مردم ترك نشين كه قبل ازآن از مترقي ترين و توسعه يافته ترين ايالتهاي ايران به شمارمي رفت و در حقيقت انقلاب مشروطه با تكيه بر فعاليتهاي فكري روشنفكران آذربايجان و مبارزات دليرانه مردم آذربايجان به نتيجه رسيده بود،

تحميل گرديد.

رژیم پهلوی با استخدام روشنفکران آن دوره و نیز با استفاده از ابزار سرکوب علیه نیروهای

فرهنگی ، گروههای سیاسی مستقل ، ایجاد خفقان و رعب و وحشت و با شعار"يک ملت ،

یک زبان و یک دولت " برآن شد تا هویت ملت ترک را تغییر دهد وازآنها ملتی زبون ،

خود باخته و بی هویت بسازد."

آسیمیلاسیون - سیاست یکسان سازی حکومت مرکزی برعلیه ملل غیر فارس به ویژه در آذربایجان در طول 80 سال اخیر باعث آسیب دیدن هویت سیاسی ،اقتصادی وفرهنگی

آذربایجان گردیده است.

متاسفانه حاکمان اسلامی درایران علی رغم گذشت 27سال از انقلاب اسلامی نتوانسته اند مسائل مربوط به قوميتها را به طرز عادلانه تري در آورند و در نتيجه ملت ما از آن وضيعت بحران هويتي بيرون نيامده اند . و اين اتفاقات مفهوم ذهنيتي تحت عنوان "كميته سيصد" را در اذهان عمومي، عيني تر و تاثيرات اين كميته را قابل باورتر مي سازد.

امروز مروجان افكار شوونيستي بايد متوجه باشند كه وقتي اجحاف و بي عدالتي غير قابل تحمل باشد مقاومت در برابر آن امري محتوم خواهد بود و رودررويي با خواست هاي مردمي و بر خورد غيرمنطقي و بي پايه متكي بر زور و سلاح و نيروهاي نظامي هر چند در كوتاه مدت بتواند نتيجه بخش باشد ولي در بلند مدت نه تنها مردم را از مطالباتشان دور نخواهد كرد بلكه آنان را دچار استرس سياسي ساخته و ذهنشان را آماده پذيرش تبليغات مسمومي خواهد ساخت كه بيش از هر كس مطلوب نظر بيگانگان است .

 

عوامل حركت مدني آذربايجان

ـــ ساختارغيردموكراتيك حاكميت اسلامي از جمله مهمترين عوامل مؤثر در ايجاد وضعت

نا آرام و پر تنش فعلي است.

حكومت اسلامي در ايران از نوع حكومت هاي تك ساختي با بافت سا نتراليستي است كه هرگز به معناي واقعي كلمه نتوانسته ، پاسخگوي نيازهاي ملي ـــ فرهنگي ـــ اجتماعي و سياسي جامعه باشد ، طبيعي است اگر اداره كننده گان يك جامعه به خواسته هاي مردم آن سرزمين جواب ندهند با يك حركت گريزاز مركزروبرو شوند .

ـــ از ديگر عوامل ايجاد فضاي متشنج اجتماعي ــ ـسياسي حاضر در مناطق ترك نشين عدم اجراي قوانيني است كه تحت عنوان اصل 15 ،19 ... جهت تحقق بخشيدن به عدالت ميان قوميت ها و نيز آموزش زبان مادري در قانون اساسي كشور تدوين شده است .

و نيز بي توجهي حاكمان كشور نسبت به اجراي بيانيه هاي سازمان ملل كه ذيلا" به قسمتهايي از آنها اشاره ميشود :

در بيانيه حقوق افراد متعلق به اقليت هاي ملي ـــ نژادي ـــ مذهبي ـــ زباني .

مصوب مجمع عمومي سازمان ملل متحد طي قعطنامه شماره 47 / 135 مورخ 18 دسامبر 1992 مي خوانيم :

ـــ با ملاحظه اين كه تأمين حقوق افراد متعلق به ملت ها و اقوام و اديان و زبان هاي اقليت ها منجر به ثبات سياسي و اجتماعي كشورهايي كه در آن به سر ميبرند ، مي شود .

ـــ با توضيح اين حقيقت كه تأمين و حفظ مستمر حقوق افراد اقليتهاي ملي ـــ نژادي ـــ مذهبي و زباني يكي از شرايط لازم پيشرفت اجتماعي و به طورعام و در چارچوب يك دموكراسي مبتني بر قانون باعث تقويت مودت و همكاري ساكنين آن كشورها مي باشد .

اين بيانيه را در مورد حقوق افراد اقليتهاي ديني ،مللي يا نژادي و زباني اعلام مي دارد .

ماده يك :

1 ــ ملل عضو، موجوديت و هويت اقليتهاي ملي و قومي فرهنگي و مذهبي و زباني را در محدوده مرزهاي اين اقليتها حفظ و شرايط حمايت ازآنان را فراهم خواهند نمود.

ماده چهار:

2 ــ ملل متبوع، اقدامات لازم را براي خلق شرايط مناسب در مورد افراد متعلق به اقليتها در جهت ابراز ويژگيهاي آنان و ترويج فرهنگ ، زبان ، مذهب ، سنن و لباسهاي آنان را اعمال خواهند داشت .

3 ــ ملل متبوع در صورت امكان بايد اقدامات لازم را دراين كه افراد متعلق به اقليتها فرصتهاي مناسبي براي ياد گيري زبان مادري و يا دريافت قوانين و مقرات به زبان مادري خود داشته باشند، ايجاد نمايد .

4 ــ ملل متبوع در صورت امكان تمهيدات لازم را در زمينه تحصيل به زبان مادري و تشويق در كسب معلومات تاريخي ، سننتها ، زبان و فرهنگي كه در درون مرزهاي آن اقليتها وجود دارد، اعمال خواهند نمود .

بنابراين ضروري است حاكميت ايران كه متعهد به اجراي اعلاميه هاي جهاني حقوق بشر گرديده است بافت پلورال فرهنگي ايران را با توجه به كثيرالمله بودن به رسميت بشناسد و در آمدهاي ملي را به طور عادلانه جهت حمايت از زبان ، فرهنگ و مذهبهاي اقوام مختلف قرار دهد .

ـــ عامل ديگر مشكل پسرفت اقتصادي در منطقه است .

عليرغم موقعيت ممتاز و بي نظير آذربايجان از نظر وجود عوامل طبيعي نسبتا" مساعد جغرافياي از قبيل اقليم ، منابع آبي ، پوشش گياهي و نيز منابع غني ، مس ، طلا ، آهن ، جيوه ، ذغال سنگ ، گچ ، سنگهاي تزييني ، گرانيت مرمر و ساير منابع معدني در سطح منطقه و نيز داشتن پتانسيلهاي ويژه از نظر نيروي انساني متخصص و ماهر به دليل اعمال رويكردهاي سياسي و انحصار طلبانه وشوونيستي، آذربايجان ، شاهد پسرفتي تدريجي در شاخصها و رتبه بنديها مي باشد.

" ما در منطقه آذربايجان ، شش استان آذربايجان شرقي آذربايجان غربي ، اردبيل ، زنجان ، قزوين و همدان را داريم كه با چهار كشور عراق ، تركيه ، جمهوري آذربايجان و ارمنستان هم مرز هستند. كل صادرات اين شش استان كمتراز استان كرمان است كه با هيچ كشوري هم مرز نيست، اين مسئله چگونه قابل توجيه است ؟!

هيچگونه توجية اقتصادي و منطقي براي اين قضيه وجود ندارد".1

"مناطق توسعه يافته كشور را بر روي نقشه علامت گذاري كنيد خواهيد ديد مناطق توسعه يافته علي رغم اينكه مركز ايران پتانسيل و ظرفيتهاي اقتصادي را نداشته ، در مركز ايران قرار

دارد .

حال با وجود اينكه عمده نفت و ثروت اين كشور در خوزستان توليد مي شود ، مي بينيد كه بيكاري و اعتياد و فحشاء در اين منطقه بيداد مي كند.

آذربايجان ، كردستان و ديگر مناطق مرزي چنين وضعيتي دارند و در واقع مي توان نتيجه گيري كرد كه كل حاشيه و امكانات موجود در حاشيه درخدمت متن و مركز قرار گرفته است. ... همان طور كه ما دوگانگي شمال و جنوب را در شهرها داريم دوگانگي شمال و جنوب كشور را نيز داريم .

متأسفانه دوگانگي شمال و جنوب در اقتصاد كشور ، وابسته تئوري اقتصادي « مركز پيرامون » شده است .

ما درعلم اقتصاد يك تئوري داريم تحت عنوان مركز پيرامون به اين معنا كه هر چه در مناطق مختلف است به مركز سرازير مي گردد."2.

ـــ "مورد هجوم قرار دادن آثار تاريخي و باستاني و ميراث فرهنگي از ديگر هجمه هاي تاريخي ، خصوصا" در دهه هاي گذشته است .

چه كسي است كه ويران شدن قسمتهاي مجموعه" صاحب الامر" را در جريان احداث خيابان دارائي بياد نداشته باشد .

چگونه مي توان از بين رفتن بناي " شمس العماره" مشهور به "عالي قاپو" را از ياد برد از تخريب " كتاب خانه ملي " سالن منحصر به فرد " شير و خورشيد " و " ارك عليشاه تبريز" كمتر از بيست سال مي گذرد " مسجد كبود" و " ارك عليشاه" هنوز هم زير تهاجم چرخهاي لودرها و بولدوزرها و از همه مهمتر فرمانهاي تخريب قرار دارند . آيا مي توان نابودي مجموعه " گورستان سرخاب" و " مقبرة الشعرا" را به ورطه فراموشي سپرد؟

چگونه مي توان تخريب " كاروانسراس تاريخي حاج رسول " را در مركز شهر فراموش كرد؟ هيچ گاه تجاوز به حريم " ربع رشيدي " از خاطره ها دور نخواهد شد . كجايند" دروازه هاي محلات" و خانه هاي تبريز؟

متأسفانه طبق تحقيقات به عمل آمده بيشترين سهم اين تخريبها از سوي ارگانهاي رسمي و دولتي خصوصا" شهرداري صورت گرفته است كه جاي تأمل و در عين حال تأسف است. ارگانهاي دولتي به جاي اينكه خود حافظ آثار باستاني و فرهنگي باشند در صف اول اين تخريب ها قرار داشته و دارند . چگونه مي توان تخريب " خانه قديمي كاوه" واقع در محدوده چاي كناررا كه در فهرست آثار ملي قرار داشته توجيه كرد ؟ با چه استدلالي مي توان تخريب " خانه صدقياني" را در مركز شهر توجيه كرد ، چه تضميني براي عدم تكرار اين گونه تهاجم ها و ويرانگري ها وجود دارد ؟ چه دستهايي در وراي انديشه هاي شيطاني ، كمر به نابودي اين شهر بسته است .

ما بر اين باوريم كه آينده از آن ملتي است كه گذشته خود را مي شناسد . راستي براي شناخت خود و بازگشت به خويشتن خويش چه آثاري را براي نسل هويت خواه امروز و فردا به امانت گذاشته و مي گذاريم ؟!"3

ــ بروز حوادث هويت طلبانه اخير نشان دهنده اين واقعيت انكارنا پذيراست كه روحيه هويت خواهي ــ بازگشت به خويشتن ــ در ميان مردم ما روزبروز رو به افزايش است.

"هر انساني هويت خاص خودش رادارد و هيچ هويتي، زباني،قومي و نژادي نسبت به ديگري برتر نيست و همه اينها در عرض هم قرار دارند.

هر انساني داراي تبار، نژاد، و زبان خاص خودش است و با انكار هويتها و قوم ها و زبانهاي ديگر زبان و هويت ديگري مستحكم نمي شود ."4

هر فرد انساني فشرده اي از تاريخ خويش است و هويت او مجموعه درهم تنيده اي از مولفه هاي دين ،مذهب،نزاد،سرزمين و زبان به شمار ميرود.

انسان بي هويت قادربه رهايي خود نيست و لذا نميتوان ازاواميد داشت تا به اصول دموكراسي ، آزادي،و مردم سالاري و حقوق بشر اعتقادي داشته باشد و براي رستگاري خود و سعادت همنوعا نش تلاش كند و اين در حالي است كه ابتدايي ترين ابزار براي هويت يابي،زبان يك ملت است.

"زبان يك مفهوم زنده و جاندار است، زبان هويت و فرهنگ يك ملت است اگر زبان ملتي را از بين ببرند در واقع هويت آن ملت را نابود كرده اند و در حق آن ملت ظلم تاريخي مرتكب شده اند. " 5

ـــ هنوز در آذربايجان براي آفرينشهاي هنري و ادبي اجازه رشد داده نمي شود .

ـــ در هيچ كدام از مراكزمدني ـــ فرهنگي كشورهيچ مجله يا نشريه اي كه مستقلا" به زبان توركي باشد منتشر نمي شود .

ـــ مهاجرت نيروهاي متخصص و مهارت ديده كه جزء سرمايه هاي مادي و معنوي منطقه محسوب مي شوند ، بعلاوه پايين بودن سطح آموزش ، هم در سطوح ابتدايي و هم در سطوح دانشگاهي و عالي اعمال ديدگاه هاي متعصبانه و محدود نسبت به زنان و نيز سطح پايين بهره وري از ديگر عواملي است كه باعث عدم توسعه يافتگي در اين منطقه گرديده است .

مطالبات حركت مدني آذربايجان

ــ مردود دانستن هرگونه گفتمان تماميت خواه ، متصلب و برتري طلب از سوي نظام حاكم و مسلط .

ــ تلاش براي استقرار پايه هاي دموكراسي ، رفع انحصار و توسعه سياسي در كشور.

ــ "تلاش براي ايجاد ساختارهاي حقيقي قبل از تغيير در ساختارهاي حقوقي"6.

ــ" تامين عدالت اجتماعي .

ــ حل مسايل مربوط به زنان .

ــ توسعه علمي ــ فرهنگي ــ اجتماعي و سياسي.

ــقرار گرفتن در بستر روابط هارمونيك با جامعه جهاني".7

ـــ با توجه به اينكه همه زبانها و لهجه ها و نيز مواريث فرهنگي جزء ثروتهاي معنوي يك ملت محسوب مي شوند لذا بايد امكانات مادي و معنوي لازم براي ايجاد شرايط مناسب جهت رشد و بالندگي فرهنگها فراهم شود و نبايد به عنوان حقوق اوليه انساني و طبيعي افراد مورد تعرض قرار گيرد .

ـــ جلوگيري از نابودي و تخريب آثار باستاني مربوط به اين منطقه با عناعت به اينكه آثار باستاني نشان دهنده سير تاريخي مردم يك جامعه در طي گذر ايام محسوب مي شود و ايجاد امكانات لازم براي حفاظت و ترميم يادگارهاي فرهنگي .

ـــ لازم است فرصت مشاركت و حضور در ساحت قدرت براي اقوام مختلف موجود در كشور متناسب با وزن اجتماعي هر كدام از آنها داده شود با توجه به اين مهم كه در غير اين صورت كشور تكه تكه و بالكانيزه خواهد شد .

ـــ سي ميليون تورك به شكل پراكنده در ايران زندگي مي كنند. در 14 استان از 28 استان، تركها به صورت اكثريت قريب به اتفاق يا اكثريت مطلق و يا اقليت بزرگي محسوب مي شوند تركهاي آذربايجان 37 درصد جمعيت ايران را تشكيل مي دهند . اين رقم مردم نه داراي مطبوعات منطقه اي ونه سرتاسري ، به زبان مادري خود هستند لذالازم است تا با رفع انحصارگري و تك صدايي امكانات لازم براي تاسيس كانال تلويزيوني و نيز مجوز انتشار نشريات سراسري و مستقل به زبان تركي براي مردم نرك داده شود .

ـــ با توجه و دقت به واقعيت انكار ناپذير تنوع قومي كه جزو خصوصيات ذاتي و اجتناب پذير كشورماست . لازم است تا ساختار سياسي حاكم بر كشور انطباق خاصي با واقعيت تنوع قومي آن داشته باشد .

ـــ ضروري است تا موضوع استراتزيك فدراليسم ــ به مثابه فرصتي براي توزيع عادلانه قدرت در بين اقوام مختلف ساكن در كشوــ به طرزي كارشناسانه مورد بحث و بررسي روشنفكران وصاحب نظران و سياست مداران قرار بگيرد.

ـــ عمل به ميثاق هاي بين المللي و اجراي مواد 1 و 4 كه در بخش مربوط به علل حوادث اخير آذربايجان به طور مشروح بدآن پرداخته شده است .

ــ اجراي سياست هاي فرهنگي ــ اجتماعي در كشور در جهت نزديك كردن اقوام ايراني با يكديگرو حمايت از فرهنگ و آداب ورسوم تمامي اقوام ساكن درايران.

ـــ حذف و نابودي اساس و پايه تحقير هاي قومي در سراسر كشور بخصوص در پايتخت كه به دليل تنوع جمعيتي نا همگون در آن، مستعد توليد ادبيات سخيف مبتني بر توهين به اقوام است .

ـــ تلاش براي از بين بردن آسيميلاسيون فرهنگي ـــ‌سياست جذب و حل همه فرهنگها در فرهنگ حاكم و مسلط ـــ كه ميراث دوران پهلوي منحوس است .

ـــ مشاركت عامه مردم در ساختارهاي سياسي رسمي در سطوح محلي .

ـــ با در نظر گرفتن اين مهم كه هر ملتي و قومي در هر زمان آزاد است تا سرنوشت خود را تعيين نمايد . لذا بايد به مردم ترك فرصت و شرايط انتخاب عادلانه مسير سرنوشت سياسي ـــ اجتماعي خود داده شود تا با آگاهي و بينش در قالب، منافع ملي "سعادت ملي" خود را انتخاب كند .

ـــ جمعيتهاي زباني و فرهنگي داراي حقوق مساوي مي باشند و اين حقوق بايد به رسميت شناخته شود .

ـــ‌ تهران پايتخت كشور بزرگترين شهر ترك نشين به شمار مي رود كه بيش از شصت در صد ساكنين آنجا را جمعيت ترك تشكيل داده اند، لذا لازم است تا بعنوان شهر دو زبانه اعلام گردد .

ـــ تدريس زبان و ادبيات تركي در مدارس و دانشگاها .

ـــ‌ رفع تبعيض از مناطق غير فارس نشين .

ـــ‌ بهره برداري از پتانسيلهاي بالاي اقتصادي آذربايجان .

ـــ با امنيتي شدن موضوع اقوام از سوي شوراي امنيت ملي كشور و اعمال فشار روز افزون به مردم از سوي حاكميت تماميت خواه ،امكان قهرآميزو زيرزميني شدن جنبش مدني مردم آذربايجان بيشتر خواهد شد، لذا جلوگيري از امنيتي شدن مسائل قومي و ملي ونيز ايجاد فضاي مدني لازم براي گفتمان و تعامل به مثابه يك ضرورت گريزناپذيرمي باشد.

ـــ در رابطه با كساني كه دستگيرشده اند و درزندان به سرمي برند بايد محاكمه علني ، عادلانه و سريع برگزار شده و دستگير شدگان ضمن برخورداري از حق داشتن وكيل قانوني به هيچ عنوان تحت آزار و شكنجه و تعزير واقع نشوند .

ـــ‌ خشونت اعمال شده از سوي گروه هاي فشار، نيروي انتظامي و سپاه تحت هر عنوان محكوم مي باشد ، بنابراين لازم است تا وضعيت منطقه از حالت امنيتي بيرون بيايد و متعرضان به حركت مدني مردم آذربايجان شناسايي و مورد محاكمه قرار گيرند .

ـــ آمار دقيق مصدومان ، كشته شدگان و دستگير شدگان در اختياررسانه هاي جمعي قرار بگيرد.

ـــ انسداد سياسي ـــ اجتماعي حاكم بر فضاي مطبوعات رفع گرديده و اجازه داده شود تا اطلاع رساني به صورت آزاد جريان يابد .

ـــ‌ به خانواده هايي كه عضوي از ايشان كشته شده است ضمن عذرخواهي و تهمت زدايي ديه كامل آنها از سوي مقامات قضايي پرداخت گردد .

ـــ‌ به مصدومان حوادث اخير آذربايجان اجازه داده شود تا به طور رايگان مورد مداوا قرار گيرند .

ـــ آزادي همه زندانيان دانشجو و بازداشت شد گان .

ـــ عدم دخالت نيروهاي سپاه و بسيج و لباس شخصي ها دراعتراضات قانوني مردم .

ـــ مجازات آمران و عاملان و كشته شدگان و مصدومان در حواداث اخير آذربايجان .

ـــ سوق دادن اعتراضات و مطالبات مردم به سمت روشهاي مدني .

ـــ تلاش براي خنثي كردن توطئه دشمنان تجزيه طلب .

ـــ مجازات مسئولان روزنامه ايران و ساير رسانه هايي كه به هر عنوان و درهر زمان به فرهنگ و زبان مردم آذربايجان توهين كرده اند و عذر خواهي رسمي آنها از همه ملت ايران به ويژه هموطنان ترك زبان .

ـــ شناسايي و مجازات كساني كه با دستهاي پنهان و ذهن هاي مسموم و افكار شوونيستي در پشت پرده حوادث بطور حتم حضور دارند و مترصد فرصت هستند تا از وضعيت ايجاد شده به نتايج مطلوب خود برسند .

 

منابع و ماخذ:

1ـ ماهنامه ديلمانج ـ شماره 20ــ 19 صفحه 90 ــ ميزگردمطبوعاتي با آ قايان فريد يحيايي و عليرضا صرافي .

2ــ ماهنامه ديلمانج ــ شماره 20ــ19 صفحه 92 ــ ميزگرد مطبوعاتي با آقايان فريد يحيايي و عليرضا صرافي.

3ــ نشريه احرار ــ شماره 415 ــ مقصود سامع سردرودي .

4ــ هفته نامه نويد آذربايجان ــ عيسي نظري.

5ــ نشريه احرار ــ محمد علي فرزانه.

6 ــ ماهنامه ديلمانج ــ ويزه نامه فدراليسم ـ دكتر فرزدي .

7ــ فدراليسم ــ نشر آبتام ــ عليرضا صرافي .

شهناز غلامي

عضو انجمن روزنامه نگاران زن ( رزا)

www.azarwomen.blogfa.com

shahnazGholami@yahoo.com

azarmomen@yahoo.com

+ نوشته شده در شنبه 20 مرداد1386ساعت 14:57 توسط شهناز غلامی |