حقوق زنان حقوق بشر است
چهارشنبه 12 تیر1387
آسيب شناسي كمپين يك ميليون امضاء و نگاهی کوتاه به کتاب جنبش1 میلیون امضاا ثرنوشین ا.خ
درابتدا 22 خرداد سالروزهمبستگی زنان ایران را شادباش میگویم.
یک سال و اندی است که از عمر اقدام بی نظیر شما عزیزان و اعلان عمومی "کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعض آمیز" میگذرد. ما نیز همچون هزاران دل سوخته دیگر بیانیه کمپین 1 میلیون امضا ، را امضا کردیم و برای طرح آن در بسیاری از محافل و رسانه ها کوشیدیم و خواهیم کوشید اما ازآنجا که سالهاست سعی میکنیم به تقلید از غربیان از روحیه تقدس طلبی و نقد گریزی فاصله بگیریم لذا بعنوان سرباز کوچک این جنبش در این نوشته میخواهم به نقاط ضعف و قوت این حرکت بپردازم. دیر زمانی است که میخواستم افکارم را با شما درمیان بگذارم اما هراس داشتم ، اما امروز فکر میکنم که دل شما به بزرگی دریاست ، تجربیات شما پربارترشده و از پیشرفت امورو نظریاتی که ارائه میشود احساس میکنم که با جنبشی مدرن و بدورازروحیه تقدس گرائی روبرو هستیم !
آسیب شناسی کمپین 1 میلیون امضا
برخی تصور میکنند از آنجا که کمپین زیرفشار است لذا ازنقد علنی آن باید خودداری کرد اینجانب میگویم که من دهها مصاحبه و انتقال خبر ... در تائید اهداف کمپین انجام دادم که البته بعنوان یک قطره کوچک از این جنبش ، ولی تعلق و ارادت من به این جنبش نباید دلیل آن باشد که گویا ما با افکار و علایق سیاسی، فرهنگی خود ازدواج دائمی کرده ایم. ما باید شیوه نقد خلاق را پیشه خود کنیم و متدها ، شعارها و تاکتیکهای خود را بنا به شرائط عینی و مشخص مردم تازه و بروزکنیم و ازبحث علنی و آسیب شناسانه نهراسیم!
کمپین ودستاوردهای ده گانه
دستاوردهای ده گانه درخشان کمپین را میشود بترتیب زیر جمع بندی کرد :
1. لایه هایی وسیعی از فعالین حوزه زنان ازگفتمان تجریدی حقمداری به گفتمان عملگرائی و پراگماتیسم نظری فراروئیدند ( تلفیق آگاهی و عمل)
2. خواستهای مدنی زنان را به سطح یک کنش جمعی فرارویاندید و به زندگی روزمره مردم عادی کوچه و خیابان راه یافتید وتابوها را شکستید واحکام شرع را به چالش طلبیدید !
3. کثرت گرائی و احترام به دگراندیشان را سرلوحه کار خود قرار دادید که این بهترین الگو برای نمایش توانائی های زنانه است !
4. شجاعت ، صداقت و منش دموکراسی را می آموزید و به ما نیزآموزش میدهید
کا فی است به سایتهای زنان مراجعه شود و به رشد " گفتمان چهره به چهره" و پایه های تئوریک آن و دهها مقاله تولید شده نگاه کرد!
5. نظام مردسالاروکلیشه های جنسیتی را فرا خواندید و آنان را به چالشی هنرمندانه دعوت کردید و در این زورآزمائی با درایت زنانه ، در عین مبارزه با ساختارهای حقوقی خود را نیز تا سطح یک شبکه فراگیر و شبه سازمانی سامان دادید!
6. معضلات حقوقی زنان ایرانی از سطح یک گفتمان و کنش ملی به سطح یک گفتمان و کنش جها نی ارتقا یافت لذا این تجربه جهانی شد !
7. با تواضع و "خواسته محوری" بجای "خود محوری" نشان دادید که میتوان بر سر کف مطالبات فارغ از گرایشات گوناگون سیاسی ـ ایدئولوژیک متحد شد و هدفمند به پیش رفت !
8. فضای نا امیدی و یاس را شکستید و بی مهابا دل به هدف دادید و جان در کف اخلاص ، همبستگی زنانه را سامان دادید و مردان را نیزبه بافت جدید جنبش زنان جلب کردید ، رسانه ها و افکار عمومی داخل و خارج را متوجه مبارزه مسالمت آمیز و مدنی زنان ایران کردید ، جنبش روشنگری را در عالیترین سطوح آن سازمان دادید و بمیان مردم عادی کوچه و شهر رفتید و پوست سخت شب را با هزینه های گران شکافتید وحقوق زنان که همان حقوق بشر است را فریاد زدید. دمتان گرم !
9. تجربه های انبوه خود را مکتوب کردید و بدینوسیله تاریخ مبارزات زنان ایران را بقلم زنان ، شناسنامه دار و پربارترکردید. چالش نظری و فلسفی حول مطالعات و بحثهای فمینیستی در سطوح مختلف در محافل آکادمیک وتحصیل کرده ایران ، امروز به یک جنبش نظری فمینستی فعال فراروئیده است !
10. کمپین 1 میلیون امضا از خواهران مراکشی آغاز شد به خواهران ایران فراروئید و از ایران به کشور کنیا و آفریقای جنوبی سرایت کرد و این خود بهترین گواه برای قابل رویت کردن اثرات این جنبش در منطقه و سایر نقاط دنیا است ، آنجا که زنان دغدغه های جدی حقوقی ، قضائی، اقتصادی و اجتماعی دارند!دست مريزاد.
فاز بعدی کمپین یک میلیون امضا و رویای لابی و مذاکره
آن موارد ده گانه که در بالا برشمردم به اعتقاد من آن رسالت اصلی است که این کمپین بدوش داشته و دارد. با کمال تاسف فاز بعدی مبنی بر کسب حقوق مدنی زنان مندرج در فراخوان کمپین در چهارچوب حکومت اسلامی وجود ندارد.
ما که در غرب زندگی میکنیم و البته زندگی نمیکنیم سکنی داریم چرا که دلمان در ایران است ، میگوئیم « هر خواست مدنی وحقوق شهروندی»،
« یک سوال سیاسی است » لذا سوال مربوط به « حقوق زنان » از نظر حاکمان و قانونگذاران سوئد ، کشوری که من در آن سکنی دارم یک سوال سیاسی است ، چرا؟
زیرا که تصمیمات مربوط به حوزه حقوق بشرو قوانین در پشت کرسی های پارلمانی و با حضور نمایندگان مردم اتخاذ میشود. در غرب صحبت ازتغییر قانون یعنی سیاست و سیاسیون را مخاطب قرار دادن و عین این مثال در ایران نیز مصداق دارد.
بارها برخی نویسندگان و نظریه پردازان جنبش گفته اند و نوشته اند که آنها خواسته های خود را از این حکومت طلب میکنند و عزم را جزم کرده اند که برای خواسته های جنبش 1 میلیون امضا چهره های بیشماری را سازمان دهند که تنها در آنصورت میتوانند این خواستها را به حاکمان تحمیل کنند و آنها را مجبور به عقب نشینی کنند. برای مثال نوشین احمدی خراسانی در کتاب خود بنام جنبش 1 میلیون امضا بروایتی دیگر مینویسد:
" کمپین 1 میلیون امضا قرار است با مجموعه برنامه های خود و با گسترش هرچه بیشترگفتمان تغییرقوانین درحوزه عمومی ،هم ، آگاهی را بین مردم توزیع کند و هم این خواسته تغییربرای برابری را با پشتوانه هرچه گسترده تر مردمی ، سرانجام به نیروئی ارتقاء دهد که مسئولان قانونگذاری موظف شوند چاره ای بیندیشند و در نتیجه برای دادن امتیازاتی به نفع این خواسته با نمایندگان جنبش زنان وارد مذاکره و چانه زنی بشوند و یا اینکه خواسته های آنان را محقق کنند. ( ص. 130 و131 )
ابتدا قبل از نقد این ادعای نوشین جان بگویم که اثر او بسیار خواندنی و آموختنی است . براستی که نوشین یکی از تئوریسین های برجسته جنبش زنان ایران است ، او خلاقیت دارد و فکر تولید میکند و از ظرفیت بالایی برخوردار است به او خیلی می بالم و سالهاست که نظرات او را دنبال میکنم. اما در خصوص اظهارات او صرفنظر از اینکه تخیلات نوشین بسیار ارزشمند است اما احقاق این رویا به آن شکل که نوشین میگوید نه در ایران بلکه در کشورهائی با نظام های دموکراتیک مقدور است . اگر نظام جمهوری اسلامی روزی خواستهای بر حق زنان ایران مبنی بر لغو قانون چند همسری برای مردان ، دیه ، شهادت و ارث برابر برای زنان ، حق حضانت ، حق طلاق و حق همسرگزینی ، آزادی پوشش ، اشتغال برای زنان ، حق مسافرت ، لغو قانون سنگسار، تغییر سن ازدواج برای دختران و پسران... را مورد بازنگری قرار دهد و قانون را اصلاح کند او دیگر جمهوری اسلامی نیست، تغییر ماهیت داده و استحاله شده که در آنصورت ما با خیال آسوده به ایران باز میگردیم بدون آنکه نگران امنیت خود و فرزندانمان باشیم. اما موضوع اینست که جمهوری اسلامی اینگونه عمل نخواهد کرد چرا که بواسطه ماهیت بنیادگرایانه ، جزم اندیشانه ، تمامیت خواه و زن ستیزخود از این ظرفیت و قابلیت برخوردار نیست . حیات او از دموکراسی و حقوق بشر مایه نمیگیرد ، او در چنین فضائی نمی تواند ارتزاق کند . مسئله حقوق زنان و انطباق آن با احکام شریعت و اسلام یک خط قرمز جدی است برای این نظام و شما تصور میکنید که آنها این خط را میشکنند و دین را از دولت جدا میکنند و به یک کلام به خواستهای زنان ایران تمکین میکنند ؟!!!
قوانین ناظر به حقوق زنان در ایران منطبق با دین اسلام است نه یک کلام کم و نه یک کلام بیش !
رسالت جنبش زنان اصلاح مذهب دولتی نیست بلکه شناخت ، تجزیه و تحلیل آنست که برمبنای آن شناخت، تاکتیک و استراتژی برگزیند. هر آینه از درک و شناخت مبناها و پایه های شکل گیری و نظری نظام غافل باشیم و با سیاست گریزی و دوری از گفتمان دولت ملت از اوضاع حاشیه خود تحلیل سیاسی مشخص نداشته باشد بدیهی است که در گردابها بسوی نا کجا آباد پرتاپ خواهیم شد. 30 سال در ایران و 1400 سال تاریخ اسلام کافی نیست برای آنکه متوجه شویم که احکام و قوانین اسلامی غیر قابل تغییر و مطلق اند. اسلام دین تمام ادوارو فصول است ! اگر جمهوری اسلامی ایران جدائی دین از دولت و به تبع آن جدائی دین از سیاست و قانون گذاری را بپذیرد ، در واقع مذهب را به حیطه خصوصی و شخصی رانده است و در آن صورت اسلام به عنوان ایدئولوژی ای که می خواهد سیاست را تعیین کند عمل نتواند کرد بلکه به مثابه اعتقاد و ایمان فردی در زندگی شخصی افراد مطرح خواهد شد که در آنصورت دیگر پدیده ای بنام جمهوری اسلامی نخواهیم داشت چون جمهوری اسلامی یک ساختار سیاسی مبتنی بر احکام اسلام است که با فرماندهی مطلق ولی فقیه عمل میکند و بدیهی است که نهادهای رسمی اجرائی و قضائی و مققننه آن این تغییرات در قانون را برنخواهند تابید. تمام ابهت و افتخار این نظام برای قدرت نمائی و ترویج ایده صدور انقلاب و جهان اسلامیزه شده اتفاقا بر مبنای نوع رفتاریست که این نظام با زنان دارد. کیان نظام اسلامی و ماموریت او تغییر الگوهای فرهنگ غربی است. او با این فرهنگ که زن را موجودی مستقل و نوع بشر میداند سرجنگ دارد و از اینروست که 30 سال است به زنان میگویند" حجاب تو مشت محکمی است بر دهان امپریالیسم جهانخوار" .حتی تفسیرهائی از نوع مجتهدینی چون شبستری (مبتنی برنگرش وتاویل به سبک هرمنوتیک سنتی ) و یا آیت الله صانعی و ... نیز نتوانست اذهان این آقایان را باز کند و تاثیربسزائی داشته باشد. لذا با این رویا باید فاصله گرفت که این خواسته ها در چهارچوب نظام اسلامی با اتکا به لابی و مذاکره دست یافتنی است.
همانطور که مشاهده میکنید به موازات رشد وگسترش مبارزات مردمی ، میزان سرکوب نیز بالاتر میرود. تئوری توازن قوا برای مذاکره در ایران بی معنی است و به جاده خاکی رفتن است.
در این زمینه میخواهم بیشترموشکافی کنم در کتاب جنبش یک میلیون امضا نوشین احمدی خراسانی مینویسد:
.... " در واقع به نظر میرسد هرگونه لابی و مذاکره برای تغییر و اصلاح قوانین در سالهای اخیر به این دلیل با شکست روبه رو شده که مطالبات زنان از حمایت و پشتیبانی و « نیرو و قدرت لازم » در جامعه برخوردار نبوده تا توازن قوا را به نفع خواسته های مشروع خود نیز تغییر دهد. زیرا یک جنبش ضعیف ، طرف هیچ نوع لابی جدی قرار نمیگیرد و خودش هم با چنین لابی هایی نمیتواند قوی شود، بدین سبب نمی تواند امتیازی هم به نفع تحقق خواسته های قانونی زنان کسب کند. دولت ها وقتی به یک لابی و مذاکره اهمیت میدهند که قدرتی اجتماعی و نیروئی واقعی ، پشت این مذاکره قرار داشته باشد. از سوی دیگر، به میزانی که مسئله حق و حقوق زنان در افکار عمومی و رسانه ها گسترش پیدا میکند به همان میزان، این لابی ها خواهی نخواهی در سطوح فوقانی قدرت ، اتفاق می افتد." ( ص. 131 همانجا )
وقتی این سطور را می خواندم بیاد دولتهای دموکراتیکی چون کشور میزبان سوئد افتادم و فکر کردم تئوری " توازن قدرت ولابی" پایه نظری عملگرایان غربی است که در سیستم های پیشرفته دموکراتیک جدأ کارکرد دارد اما این حرفها به ما ایرانیها چه ؟!!
ما پرستاران برای دستمزد بیشتر، حق بیشتر برای ارتقای دانش آکادمیک با پشتیبانی وحمایت مالی دولتی و ارتقاء پایه حقوق پرستاران تازه فارغ التحصیل شده دست به یک اعتصاب چرخشی سراسری به ابتکار سندیکای پرستاران سوئد زده ایم. نمایندگان ما در سندیکا ، با عضوگیری ، پلاتفرم عدالت خواهی و جلب اعتماد اعضا توانستند نمایش قدرتی را سازمان دهند و بدنبال آن وارد مذاکره با نمایندگان دولت شوند و برای ما واضح است که آنها در یک نقطه میانی به توافق خواهند رسید چرا که این خاصیت دموکراسی است که چنین عمل کند.
حال تصور کنید که دسته دسته مردم در خیابانهای ایران شعار میدهند و میگویند برای مثال کار مسکن آزادی حق مسلم ماست و از قضا از نیروی قابل توجهی نیز برخوردارند ، مثلا 1 میلیون نفر در این تظاهرات حضور دارد ، حدس میزنید که آیا دولت با آنها وارد مذاکره میشود و یا آنها را به
گلوله میبندد ؟
اگراین سوال را به یک فردی که منافع سیاسی خاصی ندارد و به مسائل ، واقعی تر نگاه میکند بدهید ، قطعا به شما پاسخ خواهد داد که رژیم همه را به گلوله خواهد بست !
پس اگرکمی خود را به مردم نزدیکتر کنیم ، درک اوضاع آسانتر و نگاه تجریدیمان ، همه جانبه تر میشود.
بنابراین یکبار دیگر تاکید میکنم موضوع لابی و مذاکره برای ورود به فاز بعدی رویای خطرناکی است و سرابی بیش نیست.
فرهنگ را نیزبا احتیاط اما سرسخت به چالش میکشیم
موضوع دیگری نیز که می بایست در کمپین به آن دقت لازم را روا داشت تا در چاله ی پوپولیسم گرفتار نشد اینست که در جامعه امروز ایران مرزفرهنگ ارتجاع و غیرارتجاع مخدوش است، برخی از هواداران این قانون زن ستیز مردان عادی کوچه و خیابانند ، میخواهم بگویم که خواسته های زنان چندان هم دربخشی از جامعه مردان ایرانی مقبول نیست. بخشی از مردان ایرانی نیززن ستیزند لذا حقیقت اینست که ما با صلاح قانون و قانونمنداری به جنگ فرهنگ نیز میرویم ! بقول یک دوست سوئدی حتی مردان پاکستانی از مردان ایرانی جلوترند سالها بی نظیر بوتو مردان پاکستانی را راهبری کرد و مردان در برابر او تعظیم میکردند اما در ایران حتی زن ملا را نیز تحمل نمیکنند.
حال برای تغییر این فرهنگ بدیهی است که یکی ازابزارآن قانون است ،
دیگری وجود نظامی است که قانون را منطبق با اصول دموکراسی، سکولاریزم و مبتنی براعلامیه جهانی حقوق بشر میخواهد لذا اجازه تشکیل سندیکاها و نهادهای مدنی و مشارکت مردمی امرمسلمی است و گرنه شما ضمانتها و ابزار لازم برای اجرای قانون را نخواهی داشت و آنگاه وعده ها همه نقش برآب است !
این ادعای من کلان خواهی نیست بلکه تجربهء قرنها تلاش بشر است برای بهبود شرائط زندگی خود. فراموش نکنید که خواسته های شما برای این زمان و این حکومت و حتی دسته ای ازمردمان آن دیار، خواستهای کلانی است چراکه باورهای عمیق سنتی و مذهبی آنان را به چالش کشیده اید.
زارا امجدیان بررسی و تحقیق بسیار جالبی از یک قرن مبارزه علیه "تعدد زوجات " در ایران کرده است که نشان میدهد زنان ایران از صدر مشروطیت برای منع و حتی لغو تعدد زوجات مبارزه کردند و تازه درزمان محمد رضا شاه پهلوی این مبارزات پاسخ گرفت و لایحه حمایت از خانواده اصلاح شد و تعدد زوجات با مشروط شدن به 8 مورد تقریبا غیرممکن شد که آنرا هم در زمان حکومت اسلامی پس گرفتند.
آزادی پوشش حق مسلم ماست
خواستهای طرح شده در بیانیه کمپین بحق و بجاست اما باید با خواسته های آزادیخواهانه زنان نیزارتباط برقرارکند. ما در سالهای پیش شاهدیم که هیچ خواستی به اندازه خواست آزادی پوشش فراگیر نشد تا جائی که زنان بارها با رژیم درگیری فیزیکی پیدا کردند . اما خواست آزادی پوشش در هیچیک از متون کمپین نیامده و از طرح آن خودداری شده است. میتوانم بفهمم که شاید یکی ازدلایل آن هزینه ای است که طرح این شعارمیتواند برای فعالین بهمراه داشته باشد؛ اما براستی آیا خودداری از طرح این خواست موجب پایین آوردن هزینه شده است؟
واقعیت اینست که زنان ایران ازقبل ازعهد مشروطیت یعنی حدود 150 سال پیش خواست آزادی پوشش توسط زنان شجاع ایرانی رامطرح کرده اند و این خواست براستی که در دوران حکومت محمد رضاشاه عملی شد چرا که ما در آن دوران هم حق استفاده از پوشش در مجامع را داشتیم و هم برعکس حق بی حجابی ، این یعنی آزادی و حق انتخاب.
نه بزور کشف حجاب شد و نه بزوراعمال حجاب شد.
جمهوری اسلامی با سیاسی کردن دین مردم ، حجاب را نیز امری سیاسی کرد و اختلاف حجاب اجباری در نظام اسلامی با سایرروشها از جمله " کشف حجاب رضا شاه " دقیقا در همین مفهوم سیاسی بودن آن است. به باورمن کشف حجاب دردوران رضا شاه حداقل به نیت مدرن سازی کشور بود علیرغم اینکه آن روش نیز در نوع خود نادرست بود اما امکان داشتن حجاب برای آنان که میخواستند وجود داشت. در حالیکه اعمال حجاب اجباری در ج . ا. یک حرکت واپسگرایانه سیاسی است که امکان انتخاب را بروی آنان که این لباس را برتن خود نمی پسندند سد کرده است.
حجاب اجباری نمایانگر نگرش حکومت مردسالار- مذهبی به زنان و اولین گام به سوی آپارتاید جنسی میباشد. پدرخدا بیامرزم سال 1357 میگفت به خیابانها نروید ؛ اینها قبل ازهرچیزتوی دهن شما زنان میرنند، وقتی برای پوشش شما تصمیم بگیرند شک نکنید که تا آخرش خواهند رفت و به تمامی شئونات و حقوق زنان تجاوزخواهند کرد.
دیدیم که با شعاریا روسری یا توسری چگونه تحقیرو سرکوب زن ایرانی آغازشد.
حال ما چگونه درکمپین 1 میلیون امضا ازطرح چنین خواست مهمی خودداری میکنیم و درعین حال خواهان رفع تبعیض نیز اززنان هستیم.
کم بها دادن به چنین خواست مهمی که بخاطرآن دستکم هفته ای 5000 زن در تهران بازداشت میشوند آنهم تنها بدلیل بدحجابی ناشی ازچه عواملی است؟
دوستان به زنان شجاعی بنگریم چون طاهره قره العین متولد سال 1233که ازنخستین زنان شجاعی بود که حجاب خود را در میدان به گوشه ای پرتاب کرد، تاج السلطنه متولد 1301 که او نیزاز زمره زنانی بود که بی حجاب در مجالس ظاهر شد ، پروین اعتصامی متولد 1285 نیز ازجمله زنان شجاعی بود که دراشعارخود نه تنها ساختارهای مردسالارانه و پدرسالاری را به باد انتقاد و تمسخرگرفت بلکه حجاب را تحقیرزن ایرانی دانست اعتقاد او به «آزادي نسوان» بود او قصيدهاي در اين باب، با عنوان «گنج عفت» سرود و اقدام «رضاشاه» را در کشف حجاب مورد تأييد و ستایش قرار داده بود و نوشت:
« خسروا، دست تـــواناي تو آسان کــرد کــــــــار
ور نه در اين کـــــار سخت، اميــــــد آساني نبود
شه نميشد گر در اين گمگشته کشتي ناخداي
ســـــاحلي پيـــدا از اين درياي طوفاني نبــــــود...»
بی توجهی به حق آزادی پوشش تا حدی است که در هفت حین پربار و زیبای عید نوروز حق تابعیت به حق آزادی پوشش میلیونها زن در ایران الویت داده میشود. (درپرانتزبگویم حتی اگر حق اشتغال بجای حق تابعیت بروی آن تخم مرغ می آمد بمراتب بهتربود. بدیهی است که حق تابعیت خواست مهمی است ولی خواست چند درصد از زنان ایران است)؟
یک سال و اندی است که از عمر اقدام بی نظیر شما عزیزان و اعلان عمومی "کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعض آمیز" میگذرد. ما نیز همچون هزاران دل سوخته دیگر بیانیه کمپین 1 میلیون امضا ، را امضا کردیم و برای طرح آن در بسیاری از محافل و رسانه ها کوشیدیم و خواهیم کوشید اما ازآنجا که سالهاست سعی میکنیم به تقلید از غربیان از روحیه تقدس طلبی و نقد گریزی فاصله بگیریم لذا بعنوان سرباز کوچک این جنبش در این نوشته میخواهم به نقاط ضعف و قوت این حرکت بپردازم. دیر زمانی است که میخواستم افکارم را با شما درمیان بگذارم اما هراس داشتم ، اما امروز فکر میکنم که دل شما به بزرگی دریاست ، تجربیات شما پربارترشده و از پیشرفت امورو نظریاتی که ارائه میشود احساس میکنم که با جنبشی مدرن و بدورازروحیه تقدس گرائی روبرو هستیم !
آسیب شناسی کمپین 1 میلیون امضا
برخی تصور میکنند از آنجا که کمپین زیرفشار است لذا ازنقد علنی آن باید خودداری کرد اینجانب میگویم که من دهها مصاحبه و انتقال خبر ... در تائید اهداف کمپین انجام دادم که البته بعنوان یک قطره کوچک از این جنبش ، ولی تعلق و ارادت من به این جنبش نباید دلیل آن باشد که گویا ما با افکار و علایق سیاسی، فرهنگی خود ازدواج دائمی کرده ایم. ما باید شیوه نقد خلاق را پیشه خود کنیم و متدها ، شعارها و تاکتیکهای خود را بنا به شرائط عینی و مشخص مردم تازه و بروزکنیم و ازبحث علنی و آسیب شناسانه نهراسیم!
کمپین ودستاوردهای ده گانه
دستاوردهای ده گانه درخشان کمپین را میشود بترتیب زیر جمع بندی کرد :
1. لایه هایی وسیعی از فعالین حوزه زنان ازگفتمان تجریدی حقمداری به گفتمان عملگرائی و پراگماتیسم نظری فراروئیدند ( تلفیق آگاهی و عمل)
2. خواستهای مدنی زنان را به سطح یک کنش جمعی فرارویاندید و به زندگی روزمره مردم عادی کوچه و خیابان راه یافتید وتابوها را شکستید واحکام شرع را به چالش طلبیدید !
3. کثرت گرائی و احترام به دگراندیشان را سرلوحه کار خود قرار دادید که این بهترین الگو برای نمایش توانائی های زنانه است !
4. شجاعت ، صداقت و منش دموکراسی را می آموزید و به ما نیزآموزش میدهید
کا فی است به سایتهای زنان مراجعه شود و به رشد " گفتمان چهره به چهره" و پایه های تئوریک آن و دهها مقاله تولید شده نگاه کرد!
5. نظام مردسالاروکلیشه های جنسیتی را فرا خواندید و آنان را به چالشی هنرمندانه دعوت کردید و در این زورآزمائی با درایت زنانه ، در عین مبارزه با ساختارهای حقوقی خود را نیز تا سطح یک شبکه فراگیر و شبه سازمانی سامان دادید!
6. معضلات حقوقی زنان ایرانی از سطح یک گفتمان و کنش ملی به سطح یک گفتمان و کنش جها نی ارتقا یافت لذا این تجربه جهانی شد !
7. با تواضع و "خواسته محوری" بجای "خود محوری" نشان دادید که میتوان بر سر کف مطالبات فارغ از گرایشات گوناگون سیاسی ـ ایدئولوژیک متحد شد و هدفمند به پیش رفت !
8. فضای نا امیدی و یاس را شکستید و بی مهابا دل به هدف دادید و جان در کف اخلاص ، همبستگی زنانه را سامان دادید و مردان را نیزبه بافت جدید جنبش زنان جلب کردید ، رسانه ها و افکار عمومی داخل و خارج را متوجه مبارزه مسالمت آمیز و مدنی زنان ایران کردید ، جنبش روشنگری را در عالیترین سطوح آن سازمان دادید و بمیان مردم عادی کوچه و شهر رفتید و پوست سخت شب را با هزینه های گران شکافتید وحقوق زنان که همان حقوق بشر است را فریاد زدید. دمتان گرم !
9. تجربه های انبوه خود را مکتوب کردید و بدینوسیله تاریخ مبارزات زنان ایران را بقلم زنان ، شناسنامه دار و پربارترکردید. چالش نظری و فلسفی حول مطالعات و بحثهای فمینیستی در سطوح مختلف در محافل آکادمیک وتحصیل کرده ایران ، امروز به یک جنبش نظری فمینستی فعال فراروئیده است !
10. کمپین 1 میلیون امضا از خواهران مراکشی آغاز شد به خواهران ایران فراروئید و از ایران به کشور کنیا و آفریقای جنوبی سرایت کرد و این خود بهترین گواه برای قابل رویت کردن اثرات این جنبش در منطقه و سایر نقاط دنیا است ، آنجا که زنان دغدغه های جدی حقوقی ، قضائی، اقتصادی و اجتماعی دارند!دست مريزاد.
فاز بعدی کمپین یک میلیون امضا و رویای لابی و مذاکره
آن موارد ده گانه که در بالا برشمردم به اعتقاد من آن رسالت اصلی است که این کمپین بدوش داشته و دارد. با کمال تاسف فاز بعدی مبنی بر کسب حقوق مدنی زنان مندرج در فراخوان کمپین در چهارچوب حکومت اسلامی وجود ندارد.
ما که در غرب زندگی میکنیم و البته زندگی نمیکنیم سکنی داریم چرا که دلمان در ایران است ، میگوئیم « هر خواست مدنی وحقوق شهروندی»،
« یک سوال سیاسی است » لذا سوال مربوط به « حقوق زنان » از نظر حاکمان و قانونگذاران سوئد ، کشوری که من در آن سکنی دارم یک سوال سیاسی است ، چرا؟
زیرا که تصمیمات مربوط به حوزه حقوق بشرو قوانین در پشت کرسی های پارلمانی و با حضور نمایندگان مردم اتخاذ میشود. در غرب صحبت ازتغییر قانون یعنی سیاست و سیاسیون را مخاطب قرار دادن و عین این مثال در ایران نیز مصداق دارد.
بارها برخی نویسندگان و نظریه پردازان جنبش گفته اند و نوشته اند که آنها خواسته های خود را از این حکومت طلب میکنند و عزم را جزم کرده اند که برای خواسته های جنبش 1 میلیون امضا چهره های بیشماری را سازمان دهند که تنها در آنصورت میتوانند این خواستها را به حاکمان تحمیل کنند و آنها را مجبور به عقب نشینی کنند. برای مثال نوشین احمدی خراسانی در کتاب خود بنام جنبش 1 میلیون امضا بروایتی دیگر مینویسد:
" کمپین 1 میلیون امضا قرار است با مجموعه برنامه های خود و با گسترش هرچه بیشترگفتمان تغییرقوانین درحوزه عمومی ،هم ، آگاهی را بین مردم توزیع کند و هم این خواسته تغییربرای برابری را با پشتوانه هرچه گسترده تر مردمی ، سرانجام به نیروئی ارتقاء دهد که مسئولان قانونگذاری موظف شوند چاره ای بیندیشند و در نتیجه برای دادن امتیازاتی به نفع این خواسته با نمایندگان جنبش زنان وارد مذاکره و چانه زنی بشوند و یا اینکه خواسته های آنان را محقق کنند. ( ص. 130 و131 )
ابتدا قبل از نقد این ادعای نوشین جان بگویم که اثر او بسیار خواندنی و آموختنی است . براستی که نوشین یکی از تئوریسین های برجسته جنبش زنان ایران است ، او خلاقیت دارد و فکر تولید میکند و از ظرفیت بالایی برخوردار است به او خیلی می بالم و سالهاست که نظرات او را دنبال میکنم. اما در خصوص اظهارات او صرفنظر از اینکه تخیلات نوشین بسیار ارزشمند است اما احقاق این رویا به آن شکل که نوشین میگوید نه در ایران بلکه در کشورهائی با نظام های دموکراتیک مقدور است . اگر نظام جمهوری اسلامی روزی خواستهای بر حق زنان ایران مبنی بر لغو قانون چند همسری برای مردان ، دیه ، شهادت و ارث برابر برای زنان ، حق حضانت ، حق طلاق و حق همسرگزینی ، آزادی پوشش ، اشتغال برای زنان ، حق مسافرت ، لغو قانون سنگسار، تغییر سن ازدواج برای دختران و پسران... را مورد بازنگری قرار دهد و قانون را اصلاح کند او دیگر جمهوری اسلامی نیست، تغییر ماهیت داده و استحاله شده که در آنصورت ما با خیال آسوده به ایران باز میگردیم بدون آنکه نگران امنیت خود و فرزندانمان باشیم. اما موضوع اینست که جمهوری اسلامی اینگونه عمل نخواهد کرد چرا که بواسطه ماهیت بنیادگرایانه ، جزم اندیشانه ، تمامیت خواه و زن ستیزخود از این ظرفیت و قابلیت برخوردار نیست . حیات او از دموکراسی و حقوق بشر مایه نمیگیرد ، او در چنین فضائی نمی تواند ارتزاق کند . مسئله حقوق زنان و انطباق آن با احکام شریعت و اسلام یک خط قرمز جدی است برای این نظام و شما تصور میکنید که آنها این خط را میشکنند و دین را از دولت جدا میکنند و به یک کلام به خواستهای زنان ایران تمکین میکنند ؟!!!
قوانین ناظر به حقوق زنان در ایران منطبق با دین اسلام است نه یک کلام کم و نه یک کلام بیش !
رسالت جنبش زنان اصلاح مذهب دولتی نیست بلکه شناخت ، تجزیه و تحلیل آنست که برمبنای آن شناخت، تاکتیک و استراتژی برگزیند. هر آینه از درک و شناخت مبناها و پایه های شکل گیری و نظری نظام غافل باشیم و با سیاست گریزی و دوری از گفتمان دولت ملت از اوضاع حاشیه خود تحلیل سیاسی مشخص نداشته باشد بدیهی است که در گردابها بسوی نا کجا آباد پرتاپ خواهیم شد. 30 سال در ایران و 1400 سال تاریخ اسلام کافی نیست برای آنکه متوجه شویم که احکام و قوانین اسلامی غیر قابل تغییر و مطلق اند. اسلام دین تمام ادوارو فصول است ! اگر جمهوری اسلامی ایران جدائی دین از دولت و به تبع آن جدائی دین از سیاست و قانون گذاری را بپذیرد ، در واقع مذهب را به حیطه خصوصی و شخصی رانده است و در آن صورت اسلام به عنوان ایدئولوژی ای که می خواهد سیاست را تعیین کند عمل نتواند کرد بلکه به مثابه اعتقاد و ایمان فردی در زندگی شخصی افراد مطرح خواهد شد که در آنصورت دیگر پدیده ای بنام جمهوری اسلامی نخواهیم داشت چون جمهوری اسلامی یک ساختار سیاسی مبتنی بر احکام اسلام است که با فرماندهی مطلق ولی فقیه عمل میکند و بدیهی است که نهادهای رسمی اجرائی و قضائی و مققننه آن این تغییرات در قانون را برنخواهند تابید. تمام ابهت و افتخار این نظام برای قدرت نمائی و ترویج ایده صدور انقلاب و جهان اسلامیزه شده اتفاقا بر مبنای نوع رفتاریست که این نظام با زنان دارد. کیان نظام اسلامی و ماموریت او تغییر الگوهای فرهنگ غربی است. او با این فرهنگ که زن را موجودی مستقل و نوع بشر میداند سرجنگ دارد و از اینروست که 30 سال است به زنان میگویند" حجاب تو مشت محکمی است بر دهان امپریالیسم جهانخوار" .حتی تفسیرهائی از نوع مجتهدینی چون شبستری (مبتنی برنگرش وتاویل به سبک هرمنوتیک سنتی ) و یا آیت الله صانعی و ... نیز نتوانست اذهان این آقایان را باز کند و تاثیربسزائی داشته باشد. لذا با این رویا باید فاصله گرفت که این خواسته ها در چهارچوب نظام اسلامی با اتکا به لابی و مذاکره دست یافتنی است.
همانطور که مشاهده میکنید به موازات رشد وگسترش مبارزات مردمی ، میزان سرکوب نیز بالاتر میرود. تئوری توازن قوا برای مذاکره در ایران بی معنی است و به جاده خاکی رفتن است.
در این زمینه میخواهم بیشترموشکافی کنم در کتاب جنبش یک میلیون امضا نوشین احمدی خراسانی مینویسد:
.... " در واقع به نظر میرسد هرگونه لابی و مذاکره برای تغییر و اصلاح قوانین در سالهای اخیر به این دلیل با شکست روبه رو شده که مطالبات زنان از حمایت و پشتیبانی و « نیرو و قدرت لازم » در جامعه برخوردار نبوده تا توازن قوا را به نفع خواسته های مشروع خود نیز تغییر دهد. زیرا یک جنبش ضعیف ، طرف هیچ نوع لابی جدی قرار نمیگیرد و خودش هم با چنین لابی هایی نمیتواند قوی شود، بدین سبب نمی تواند امتیازی هم به نفع تحقق خواسته های قانونی زنان کسب کند. دولت ها وقتی به یک لابی و مذاکره اهمیت میدهند که قدرتی اجتماعی و نیروئی واقعی ، پشت این مذاکره قرار داشته باشد. از سوی دیگر، به میزانی که مسئله حق و حقوق زنان در افکار عمومی و رسانه ها گسترش پیدا میکند به همان میزان، این لابی ها خواهی نخواهی در سطوح فوقانی قدرت ، اتفاق می افتد." ( ص. 131 همانجا )
وقتی این سطور را می خواندم بیاد دولتهای دموکراتیکی چون کشور میزبان سوئد افتادم و فکر کردم تئوری " توازن قدرت ولابی" پایه نظری عملگرایان غربی است که در سیستم های پیشرفته دموکراتیک جدأ کارکرد دارد اما این حرفها به ما ایرانیها چه ؟!!
ما پرستاران برای دستمزد بیشتر، حق بیشتر برای ارتقای دانش آکادمیک با پشتیبانی وحمایت مالی دولتی و ارتقاء پایه حقوق پرستاران تازه فارغ التحصیل شده دست به یک اعتصاب چرخشی سراسری به ابتکار سندیکای پرستاران سوئد زده ایم. نمایندگان ما در سندیکا ، با عضوگیری ، پلاتفرم عدالت خواهی و جلب اعتماد اعضا توانستند نمایش قدرتی را سازمان دهند و بدنبال آن وارد مذاکره با نمایندگان دولت شوند و برای ما واضح است که آنها در یک نقطه میانی به توافق خواهند رسید چرا که این خاصیت دموکراسی است که چنین عمل کند.
حال تصور کنید که دسته دسته مردم در خیابانهای ایران شعار میدهند و میگویند برای مثال کار مسکن آزادی حق مسلم ماست و از قضا از نیروی قابل توجهی نیز برخوردارند ، مثلا 1 میلیون نفر در این تظاهرات حضور دارد ، حدس میزنید که آیا دولت با آنها وارد مذاکره میشود و یا آنها را به
گلوله میبندد ؟
اگراین سوال را به یک فردی که منافع سیاسی خاصی ندارد و به مسائل ، واقعی تر نگاه میکند بدهید ، قطعا به شما پاسخ خواهد داد که رژیم همه را به گلوله خواهد بست !
پس اگرکمی خود را به مردم نزدیکتر کنیم ، درک اوضاع آسانتر و نگاه تجریدیمان ، همه جانبه تر میشود.
بنابراین یکبار دیگر تاکید میکنم موضوع لابی و مذاکره برای ورود به فاز بعدی رویای خطرناکی است و سرابی بیش نیست.
فرهنگ را نیزبا احتیاط اما سرسخت به چالش میکشیم
موضوع دیگری نیز که می بایست در کمپین به آن دقت لازم را روا داشت تا در چاله ی پوپولیسم گرفتار نشد اینست که در جامعه امروز ایران مرزفرهنگ ارتجاع و غیرارتجاع مخدوش است، برخی از هواداران این قانون زن ستیز مردان عادی کوچه و خیابانند ، میخواهم بگویم که خواسته های زنان چندان هم دربخشی از جامعه مردان ایرانی مقبول نیست. بخشی از مردان ایرانی نیززن ستیزند لذا حقیقت اینست که ما با صلاح قانون و قانونمنداری به جنگ فرهنگ نیز میرویم ! بقول یک دوست سوئدی حتی مردان پاکستانی از مردان ایرانی جلوترند سالها بی نظیر بوتو مردان پاکستانی را راهبری کرد و مردان در برابر او تعظیم میکردند اما در ایران حتی زن ملا را نیز تحمل نمیکنند.
حال برای تغییر این فرهنگ بدیهی است که یکی ازابزارآن قانون است ،
دیگری وجود نظامی است که قانون را منطبق با اصول دموکراسی، سکولاریزم و مبتنی براعلامیه جهانی حقوق بشر میخواهد لذا اجازه تشکیل سندیکاها و نهادهای مدنی و مشارکت مردمی امرمسلمی است و گرنه شما ضمانتها و ابزار لازم برای اجرای قانون را نخواهی داشت و آنگاه وعده ها همه نقش برآب است !
این ادعای من کلان خواهی نیست بلکه تجربهء قرنها تلاش بشر است برای بهبود شرائط زندگی خود. فراموش نکنید که خواسته های شما برای این زمان و این حکومت و حتی دسته ای ازمردمان آن دیار، خواستهای کلانی است چراکه باورهای عمیق سنتی و مذهبی آنان را به چالش کشیده اید.
زارا امجدیان بررسی و تحقیق بسیار جالبی از یک قرن مبارزه علیه "تعدد زوجات " در ایران کرده است که نشان میدهد زنان ایران از صدر مشروطیت برای منع و حتی لغو تعدد زوجات مبارزه کردند و تازه درزمان محمد رضا شاه پهلوی این مبارزات پاسخ گرفت و لایحه حمایت از خانواده اصلاح شد و تعدد زوجات با مشروط شدن به 8 مورد تقریبا غیرممکن شد که آنرا هم در زمان حکومت اسلامی پس گرفتند.
آزادی پوشش حق مسلم ماست
خواستهای طرح شده در بیانیه کمپین بحق و بجاست اما باید با خواسته های آزادیخواهانه زنان نیزارتباط برقرارکند. ما در سالهای پیش شاهدیم که هیچ خواستی به اندازه خواست آزادی پوشش فراگیر نشد تا جائی که زنان بارها با رژیم درگیری فیزیکی پیدا کردند . اما خواست آزادی پوشش در هیچیک از متون کمپین نیامده و از طرح آن خودداری شده است. میتوانم بفهمم که شاید یکی ازدلایل آن هزینه ای است که طرح این شعارمیتواند برای فعالین بهمراه داشته باشد؛ اما براستی آیا خودداری از طرح این خواست موجب پایین آوردن هزینه شده است؟
واقعیت اینست که زنان ایران ازقبل ازعهد مشروطیت یعنی حدود 150 سال پیش خواست آزادی پوشش توسط زنان شجاع ایرانی رامطرح کرده اند و این خواست براستی که در دوران حکومت محمد رضاشاه عملی شد چرا که ما در آن دوران هم حق استفاده از پوشش در مجامع را داشتیم و هم برعکس حق بی حجابی ، این یعنی آزادی و حق انتخاب.
نه بزور کشف حجاب شد و نه بزوراعمال حجاب شد.
جمهوری اسلامی با سیاسی کردن دین مردم ، حجاب را نیز امری سیاسی کرد و اختلاف حجاب اجباری در نظام اسلامی با سایرروشها از جمله " کشف حجاب رضا شاه " دقیقا در همین مفهوم سیاسی بودن آن است. به باورمن کشف حجاب دردوران رضا شاه حداقل به نیت مدرن سازی کشور بود علیرغم اینکه آن روش نیز در نوع خود نادرست بود اما امکان داشتن حجاب برای آنان که میخواستند وجود داشت. در حالیکه اعمال حجاب اجباری در ج . ا. یک حرکت واپسگرایانه سیاسی است که امکان انتخاب را بروی آنان که این لباس را برتن خود نمی پسندند سد کرده است.
حجاب اجباری نمایانگر نگرش حکومت مردسالار- مذهبی به زنان و اولین گام به سوی آپارتاید جنسی میباشد. پدرخدا بیامرزم سال 1357 میگفت به خیابانها نروید ؛ اینها قبل ازهرچیزتوی دهن شما زنان میرنند، وقتی برای پوشش شما تصمیم بگیرند شک نکنید که تا آخرش خواهند رفت و به تمامی شئونات و حقوق زنان تجاوزخواهند کرد.
دیدیم که با شعاریا روسری یا توسری چگونه تحقیرو سرکوب زن ایرانی آغازشد.
حال ما چگونه درکمپین 1 میلیون امضا ازطرح چنین خواست مهمی خودداری میکنیم و درعین حال خواهان رفع تبعیض نیز اززنان هستیم.
کم بها دادن به چنین خواست مهمی که بخاطرآن دستکم هفته ای 5000 زن در تهران بازداشت میشوند آنهم تنها بدلیل بدحجابی ناشی ازچه عواملی است؟
دوستان به زنان شجاعی بنگریم چون طاهره قره العین متولد سال 1233که ازنخستین زنان شجاعی بود که حجاب خود را در میدان به گوشه ای پرتاب کرد، تاج السلطنه متولد 1301 که او نیزاز زمره زنانی بود که بی حجاب در مجالس ظاهر شد ، پروین اعتصامی متولد 1285 نیز ازجمله زنان شجاعی بود که دراشعارخود نه تنها ساختارهای مردسالارانه و پدرسالاری را به باد انتقاد و تمسخرگرفت بلکه حجاب را تحقیرزن ایرانی دانست اعتقاد او به «آزادي نسوان» بود او قصيدهاي در اين باب، با عنوان «گنج عفت» سرود و اقدام «رضاشاه» را در کشف حجاب مورد تأييد و ستایش قرار داده بود و نوشت:
« خسروا، دست تـــواناي تو آسان کــرد کــــــــار
ور نه در اين کـــــار سخت، اميــــــد آساني نبود
شه نميشد گر در اين گمگشته کشتي ناخداي
ســـــاحلي پيـــدا از اين درياي طوفاني نبــــــود...»
بی توجهی به حق آزادی پوشش تا حدی است که در هفت حین پربار و زیبای عید نوروز حق تابعیت به حق آزادی پوشش میلیونها زن در ایران الویت داده میشود. (درپرانتزبگویم حتی اگر حق اشتغال بجای حق تابعیت بروی آن تخم مرغ می آمد بمراتب بهتربود. بدیهی است که حق تابعیت خواست مهمی است ولی خواست چند درصد از زنان ایران است)؟
ویکتوریا آزاد
نوشته شده توسط
در 21:25 | لینک ثابت
•

